نگاهی به نگاهها

/// گاهی در بحرانها آماده بودن برای آینده فراموش میشود. مهمترین سرمایه بویژه برای ساختن آینده، زمان است. هر گام که پیش از دیگران آماده شدن برای آینده را آغاز کنیم، در آینده یک گام از آنان پیشتر هستیم. پیتر شوارتز در کتاب هنر دورنگری بیان میکند که با بررسی سناریوی فروپاشی شوروی و آماده شدن برای آن، درست درزمانی که دیگران درگیر بحرانهای جنگ سرد بودند، شرکت نفتی شل که زمانی بین 20 شرکت برتر نفتی هم نبود، چگونه توانست یکی از هفت شرکت مهم نفتی جهان شود؟
با توجه به جنگ و درواقع عملیاتهای 12 و 40 روزهی اخیر آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران و برقراری آتشبس در درگیریهای سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ (۲۰۲۶ میلادی)، مقالات و یادداشتهایی تحلیلی در رسانههای داخلی و بینالمللی در مورد فرصتهای اقتصادی، بازسازی و ساختار جدید بازارها منتشرشده است. در ادامه، تحلیلهای پر ارجاع و محورهای کلیدی آنها را برمیشماریم، گرچه سه نکته را در نظر داریم: یکم، ازآنجاکه قطع اینترنت و محدودیت ارتباطات به سطح ملی، فرصت را از پژوهشگران ایرانی گرفت، نوشتارهای ایرانی معمولاً در سطح رسانههای خبری و عمومی انتشاریافتهاند؛ اما مطالب بینالمللی که به آنها اشاره خواهیم داشت، پربارتر هستند؛ بنابراین ضعف نسبی نوشتههای داخلی بیعلت نیست. دوم، ازآنجا که اطلاعات امنیتی و نظامی بویژه در ایران محرمانه هستند، آنچه در مطالب میبینم تا حد زیادی بر حدس، تخمین و تأثیرپذیری از فضاسازیها نه واقعیت امکانات نبرد متکی هستند. برخی فرصت سنجیها بدون دانستن جریان و پایان نبرد از سویی و امکانات، آسیبدیدگیها و برنامههای طرفین از سوی دیگر، پایهی محکمی در واقعیت نمییابند. نویسندگان و تحلیلگران بر پایه درست فرض کردن بسیاری از ادعاها، استدلالهایی مطرح میکنند، حالآنکه ممکن است آن ادعاها تنها برای گمراه کردن طرف مقابل طرحشده باشند. سوم، در کنار فرصتها و تهدیدها، شناسایی نقاط قوت و ضعف هم اهمیت دارد؛ اما متن حاضر تنها بر فرصتها متمرکز است. شناسایی تهدیدها مجالی دیگر میطلبد. همچنین هر خوانندهای برای استفاده از فرصتها و چارهاندیشی برای تهدیدها لازم است با توجه به قوت و ضعف سازمان، شرکت یا هر مجموعهای که مدنظر دارد، تصمیم بگیرد.
پس از بررسی مختصر مطالب، به جدولهایی میرسیم از نقاط همانندی و ناهمانندی نکات کلیدی آنها، بویژه همانندی و ناهمانندی نگاه داخلی و خارجی را بررسی خواهیم کرد. سرانجام به نقاط جالبتوجه این مقایسه، کاستیها و نکاتی که ازنظر نویسندگان دورماندهاند اشاره میکنیم و به فرصتهایی پس از جنگ میرسیم که از امروز میتوان برای استفاده از آنها آماده شد. آشکار است که در این بررسی، چگونگی ادامه و پایان جنگ یا عملیاتهای جنگی و محاصره مهم خواهند بود و هر پایانی ممکن است فرصتها را بهکلی دگرگون کند. در نتیجهگیری تا حدی در پی توجه به این نکته هستیم، اما بهطورکلی هدف این یادداشت تمرکز بر سناریوهای ادامه و پایان این جنگ نیست؛ چراکه این موضوع از حد اطلاعات و دانش نویسنده خارج است.
نگاهی به مطالب داخلی

«ایران پس از دفاع؛ بازتعریف اقتصاد و نظم جهانی» 1
خبرگزاری فارس در مقالهای به شگفتی تحلیلگران از تابآوری جمهوری اسلامی ایران در جنگ اشاره میکند و بازسازی را نیز با تأکید بر مدل «اقتصاد مقاومتی» بهصورت شتابان ممکن میداند. ازنظر نویسنده، پایداری زیرساختهای انرژی در ایران پس از جنگ به الگویی برای کشورهای جنوب جهانی تبدیل خواهد شد. همچنین کریدورهای ترانزیتی جدید شکل خواهند گرفت که تمرکز آنها بر گسترش مسیرهای ترانزیتی و نقش ایران بهعنوان «لنگر ثبات» در خاورمیانه است که فرصتهای بینظیری برای سرمایهگذاری در بخش حملونقل ایجاد میکنند. در کنار این دو، همگرایی منطقهای نیز پیامد بعدی جنگ است و توسعه پروژههای مشترک انرژی با همسایگان در بستر پیمانهایی نظیر بریکس و سازمان همکاری شانگهای با سرنگونی تدریجی پترودلار میسر خواهد بود؛ یعنی ازاینپس بهجای گره خوردن نفت خاورمیانه با دلار که یکی از عوامل چیرگی دلار بهعنوان ارز برتر جهانی بود، اتحادهای شرقی و چیرگی تدریجی چین را خواهیم دید.

یادداشت «پساجنگ و معادلات تازه قدرت» 2
سید هادی ساجدی (عضو هیأت علمی دانشگاه تهران) در خبرگزاری تسنیم یادداشتی منتشر کرد که به «پیشنهاد ۱۰ مادهای ایران» تمرکز دارد. بنا به این یادداشت در صورت تصویب این 10 ماده در شورای امنیت، تحریمهای اولیه و ثانویه بهطور کامل رفع میشوند و رشدی بزرگ در اقتصاد ایران ایجاد خواهد شد. پیشبینی افزایش حدود ۲۰ درصدی درآمدهای خالص ایران از طریق مدیریت و کنترل بر تنگه هرمز، اعلام آمادگی پالایشگاههای بزرگ جهان برای خرید نفت ایران پس از آتشبس، فرصتهای علمی و فرهنگی و توجه دوباره و سریع مراکز علمی و دانشگاهی بینالمللی برای تعامل با ایران از دیگر نقاط موردتوجه این مطلب بود.

«سناریوهای ژئوپلیتیک؛ تنگه هرمز تعیینکنندهی آینده»3-4
سایت تابناک با بهرهگیری از مطالب نشریهی آتلانتیک، به نقش احتمالی چین در سازندگی ایران پس از عملیات جنگی آمریکا و اسرائیل اشاره میکند. ورود فعال چین بهعنوان «شریک استراتژیک در بازسازی ایران»، با توجه به فرصتهای کلان در نوسازی زیرساختهای آسیبدیده محتمل است. در کنار این مورد باید به تغییر ساختاری بازار انرژی توجه نمود. بحث بر سر این است که اختلالات جنگ باعث تغییر ساختاری در بازارهای جهانی شده و ایران میتواند با استفاده از اهرم تنگه هرمز، هزینههای جدیدی را در معادلات اقتصادی تعریف کند.

فرارو نیز در مطلبی با تکیهبر مطالب آتلانتیک، نیاز مبرم خلیجفارس به بازسازی تأســیسات پاییندســــتی انرژی بــــویژه جمعآوری و مایعسازی گاز را پراهمیت عنوان میکند که بهدلیل فناوری خاص این قطعات، بازار بزرگی برای شرکتهای تکنولوژیمحور ایجاد خواهد شد. همچنین مسیر سرمایهها تغییر خواهد کرد و صندوقهای سرمایهگذاری مستقل منطقه
(Sovereign Wealth Funds) تمرکز خود را از سرمایهگذاری خارجی به سمت «اولویتهای بازسازی داخلی» تغییر میدهند که این امر موجب چرخش نقدینگی عظیمی در بازار داخلی ایران و منطقه میشود.

یادداشت «اولین گفتوگو ایران و آمریکا پس از جنگ»5
فرارو با ترجمهی مطلب فرح ان. جان که اندیشکدهکوئینسی منتشر کرده است، بر اهمیت «صبر راهبردی» جمهوری اسلامی ایران و تنظیم ساعت اقتصادی به نفع تهران در میانمدت تأکید دارد. بر این پایه، استفاده از ظرفیت بازسازی زیرساختها بهعنوان ابزاری برای لغو کامل تحریمها در مذاکرات خاتمهی جنگ، احتمال دارد بازار ایران را بهطور ناگهانی به روی سرمایهگذاران جهانی باز کند.
جمعبندی فرصتهای مطرح شده در مطالب داخلی
مطالب دیگری هم که منتشرشدهاند، بر اساس حدسها یا محاسبات نویسندگان و ارجاع به نقاطی در مطالب خارجی کموبیش مشابه همین موارد اشارهشده، سرانجام بر سه فرصت پافشاری میکنند:
• شناخت و آمادگی برای نوسازی صنایع آسیبدیده با اولویت صنایع انرژی و پتروپالایشی،
• برنامهریزی برای استفاده از کریدورهای ترانزیتی جدید،
• سرمایهگذاری در صنایع و فناوریهای دفاعی نو،
• آمادگی برای رفع تحریمها و سرمایهگذاری برای بازسازی گسترده با توجه به اهرم تنگه هرمز.
نگاهی به مطالب خارجی
مقالات و یادداشتهای معتبر بینالمللی 7 و 8 و 9 و 10 و 11 و 12 که در بازه زمانی مارس تا آوریل ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵) منتشر شدهاند، بهجای پیشفرض گرفتن پیروزی کامل و چیرگی جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز، بیشتر بر تحلیلهای ساختاری و اقتصادی پساجنگ تمرکز دارند. این منابع، فرصتهای بازسازی و سرمایهگذاری را در قالب سناریوهای مختلف سیاسی (بقای رژیم، تغییر رفتار یا تغییر ساختار) بررسی کردهاند.
• فرصت بازسازی حوزهی انرژی و پتروشیمی؛ برخی به این نکته اشاره دارند که زیرساختهای انرژی ایران نهتنها با توجه به عملیاتهای اخیر بلکه به علت دههها تحریم و آسیبهای جنگی، در دهه آینده، بزرگترین فرصت برای شرکتهای سازنده هستند و پتانسیل جذب سرمایهای بین ۱۵۰ تا ۲۵۰ میلیارد دلار رادارند. برای نمونه، گزارش مرکز بلفر (دانشگاه هاروارد)13 بر نیاز مبرم به فناوریهای نوین بازیافت نفت (EOR) و بازسازی تأسیسات گاز مایع (LNG) تأکید دارد.
همچنین یادداشت تحلیل تندیفای 14 اشاره میکند که به دلیل آسیب به پالایشگاههای عسلویه و ماهشهر، تقاضای فوری برای ساخت مجدد تأسیسات پاییندستی وجود دارد که نرخ بازده داخلی (IRR) آنها بین ۱۸ تا ۲۵ درصد پیشبینی میشود.
• ترانزیت و کریدورهای بینالمللی؛ برخی تحلیلگران خارجی بر این باورند که جنگ ۲۰۲۶ ثابت کرد جغرافیای ایران قدرتمندترین ابزار جمهوری اسلامی است و درنتیجه بازسازی مسیرهای ترانزیتی در اولویت جهانی قرار خواهد گرفت. در یکی از مقالههای پژوهشی 15 بر ضرورت تکمیل کریدور شمال-جنوب (INSTC) تأکید شده است. بر این اساس ایران پس از جنگ، یکی از کوتاهترین و ارزانترین مسیرها برای اتصال اقیانوس هند به اروپا و روسیه خواهد بود و بازسازی راهآهن رشت-آستارا و توسعه بندر چابهار فرصتی ۱۰۰ میلیارد دلاری خواهد بود. بر این اساس، ایران امن، فارغ از نوع رژیمش یک ضرورت اقتصادی در جهان است. تحلیل آکسفورد اکونومیکس اشاره میکند که در صورت ثبات، ایران میتواند به «هاب لجستیکی اوراسیا» تبدیل شود که این امر سرمایهگذاری کلان در نوسازی بندرها و ناوگان هوایی را الزامی میکند و از امروز شرکتهای مختلف باید آمادهی این کار شوند.
• اقتصاد دیجیتال؛ برخلاف تصور، بخش دیجیتال ایران بهعنوان یکی از بخشهای با پتانسیل رشد سریع در دوران پساجنگ معرفیشده است. بر اساس گزارش Deloitte (آوریل ۲۰۲۶) باوجود قطع گسترده اینترنت در زمان جنگ، زیرساختهای بومی اقتصاد دیجیتال ایران تابآوری بالایی نشان دادند. فرصتهای آینده در این حوزه شامل اتصال مجدد به سیستمهای پرداخت جهانی 16 و بازار ۴۰ میلیارد دلاری تجارت الکترونیک است. یادداشت Risk Advisory معتقد است در صورت کاهش تنشها، شرکتهای فناوری پایه 17 اولین مقاصد برای سرمایهگذاران جسور 18 خواهند بود. بر این اساس، مشاغل حوزهی آیتی و مالی فرصتهای خوبی خواهند یافت.
• سرمایهگذاری ناگزیر؛ تحلیل شورای آتلانتیک 19 با بررسی سناریوهای پساجنگ، به این نکته اشاره دارد که هر رژیم جایگزینی در ایران حتی نظام سیاسی فعلی به شکل تقویت یا تضعیفشده برای حفظ مشروعیت خود مجبور به دادن امتیازهای اقتصادی و باز کردن بازارها مشابه مدل ونزوئلا پس از مادورو خواهد بود. همچنین در مقالهای 20 از همین اندیشکده استدلال شده است که برفرض سناریوی سیاه یعنی نابودی زیرساختهای انرژی، بازسازی زیرساختهای حیاتی مانند تصفیهخانههای آب و شبکهی برق، به دلیل ابعاد انسانی، میتواند اولین حوزه برای لغو تحریمهای هدفمند و ورود پیمانکاران بینالمللی باشد.
• رشد پس از جنگ؛ پس از هر جنگی در اقتصادهای بزرگ، رشد اقتصادی محتمل است. حتی در حالتهای بدبینانه؛ مثلاً در گزارش صندوق بینالمللی پول 21 در آوریل ۲۰۲۶، اگر چه رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۲۶ منفی 1/6 درصد است، اما در سال ۲۰۲۷ رشد 2/3 درصدی با فرض عادیسازی صادرات پیشبینیشده است که نشاندهندهی توانایی بازگشت سریع22 است. بانک جهانی در گزارش آوریل ۲۰۲۶ خود، هشدار میدهد که بازسازی ایران به ثبات سیاسی وابسته است، اما داراییهای زیربنایی ایران (نیروی کار متخصص و منابع معدنی) دستنخورده و آماده جهش هستند. همچنین داراییهای بلوکهشده یا تحت تحریم ایران درهرصورت احتمال دارد آزاد شوند.
جمعبندی فرصتها و توصیههای مطرحشده در مطالب خارجی
1.از مطالب خارجی موردبحث با توجه به فرصت محتمل بازسازی و سرمایهگذاری، توصیههای زیر استخراج میشود:
2.نوسازی صنایع سنگین بویژه پتروپالایشی با بهرهگیری از فناوریهای نوین به علت لزوم بازسازی شتابان،
3.آمادگی برای پیوستن به اقتصاد جهانی و استفاده از سرمایهگذاریهای ملی و بینالمللی،
4.احتمال رشد شتابنده بلافاصله یا با فاصلهی کوتاه و حداکثر میانمدت از جنگ،
5.آمادگی لجستیکی شرکتها برای توسعه و رقابت بر سر برنده شدن در مناقصههای پروژههای بازسازی.
جمعبندی
بنابراین مجموعه این مطالب اگرچه همانندیها و ناهمانندیهایی دارند که به آنها اشاره خواهیم کرد، اما نوعی واقعگرایی اقتصادی وجود دارد با این نتیجه که درهرحال، سازمانهای عمومی و شرکتها دقیقاً در همین حال که با صرفهجویی و حفظ سرمایه و حتی تعطیلی به دنبال ماندگاری و گذراندن دورهی جنگ هستند، باید آمادهی بازسازی شتابنده باشند. در رقابت پس از جنگ برای سازندگی، اگر چنان در لاک دفاعی فرورفته باشیم که خروج از آن زمانبر باشد، بازنده خواهیم بود. زمان، تعیینکننده است. آنکه پیش از همه آمادگی لجستیکی برای جذب منابع، توسعه و کار بر پروژههای بازسازی داشته باشد، پس از جنگ ممکن است هزینههای پیشین را بهسرعت جبران کند و به سود سرشاری دست یابد.در جدول شماره (1) میتوان همانندیها و ناهمانندیهای تحلیلی نوشتههای داخلی را بر اساس حوزههای فرصتآفرین دید.
جدول شماره (1): مقایسهی موضوعی فرصتها
بر این اساس نوسازی صنایع با تأکید بر صنایع نفت و گاز، لجستیک و ترانزیت، زیرساخت دیجیتال و لغو تحریمها و رقابت در اقتصاد جهانی و سرانجام لزوم امنیت انرژی در منطقه مهمترین حوزههای فرصت دیدهشدهاند و به تشابه و تفاوتهای استدلالی و مطالب مؤید هر حوزه اشارهشده است.در جدول شماره (2) مقایسه به شکلی دیگر انجامشده است.
جدول شماره (2): فرصتها؛ نگاه درون و بیرون
شاخصهایی مانند پتانسیل بازار، موقعیت جغرافیایی، مدل رشد اقتصادی، سرمایه انسانی و ائتلافهای تجاری برای مقایسه از مطالب موردبررسی استخراجشده است. در این شاخصها، تفاوت نگاه داخلی و خارجی برجسته شده است. در نظر داریم که منظور از نگاه داخلی در اینجا نگاه موافق با نظام جمهوری اسلامی است؛ چراکه در وضعیت جنگی و قطع اینترنت انتظار نداریم مطالب انتقادی منتشر شوند و آنچه در رسانهها منتشرشده است، نگاه درون نظام سیاسی است. نگاه بیرون نیز از رسانههای خارجی است، البته با توجه به اینکه دسترسی ما به این مطالب نیز از فیلترهای موجود است؛ درنتیجه این نگاهها نیز تنوع کافی را ندارند و در حد دسترسی نویسنده با هوش مصنوعی داخلی بوده است. بااینحال ازآنجاکه تمرکز مطلب بر موضوعات اقتصاد و کسبوکار است، این مشکل اگرچه محدودیت ایجاد میکند، اما نتایج را بیاعتبار نمیسازد. اکنون اگر بخواهیم از برآیند همانندیهای مطالب و تحلیلهای پیشین برای حوزههای مختلف صنعتی و کسبوکارها، توصیههایی برای استفاده از فرصتهای آینده و آمادگی استراتژیک و عملیاتی داشته باشیم، جدول شماره (3) قابلاستخراج است.
جدول شماره (3): آمادگی برای استفاده از فرصت در صنایع مختلف
در این جدول برای حوزههای مختلف اعم از آی تی، مالی، صنعت نفت و گاز، صنایع انرژی، صنایع سنگین دیگر و کسبوکارهایی غیر از اینها بهصورت جداگانه توصیههایی آورده شده است.در این جدول مشاهده میشود که در حوزههایی مثل نفت و گاز، تأکید بر «سرعت در نوسازی» است درحالیکه برای حوزه آیتی، «امنیت و پایداری» زیرساختها در اولویت قرار دارد؛ بهعبارتدیگر، صنایع سنگین باید به فکر «بازگشت به تولید» باشند و حوزههای خدماتی و مالی باید به فکر «اتصال به بازارهای جدید» باشند. از سوی دیگر شرکتهای خصوصی که بیشتر در کار ساخت تجهیزات، کالاها و ارائهی خدمات هستند باید مراقب باشند که وسوسه ماندگاری و صرفهجویی آنها را کُند و متلاشی نکند و آماده بازگشت سریع به بازار باشند. افراد نیز میتوانند از این فرصت تعطیلی و کمکاری یا بیکاری برای توسعه مهارتهایی که بهصورت شخصی ممکن است، استفاده کنند. ///
1-https://farsnews.ir/rhoseinzadeh/1755330184823044653
2- https://www.tasnimnews.ir/fa/news/1405/01/25/3564263
3 – https://www.tabnak.ir/fa/news/1368031
4 – https://fararu.com/fa/news/962868
5- https://fararu.com/fa/news/962019
6-https://www.sadrmedia.com/single-post/middle-east-a-geopolitical-analysis-of-the-2026-iran-conflict
7-https://www.stimson.org/2026/scenarios-for-irans-future-and-implications-for-gcc-security/
8-https://www.allianz.com/content/dam/onemarketing/azcom/Allianz_com/economic-research/publications/specials/en/2026/march/2026_03_03_IranScenarios.pdf
9-https://www.oxfordeconomics.com/iran-conflict-us-israel-iran-war-2026/
10- https://www.icaew.com/insights/viewpoints-on-the-news/2026/mar-2026/iran-conflict-sends-economic-shockwave-through-the-gulf
11-https://www.deloitte.com/middle-east/en/services/consulting/perspectives/economic-bulletin-22-april-26.html
12- https://www.ijfmr.com/papers/2026/2/73613.pdf
13- What’s Next for Iran
14- Rebuilding Iran After the 2026 Conflict
15- Geopolitical Rupture and the Strait of Hormuz
16- SWIFT
17-Tech-enabled
18-Venture Capital
19- Atlantic Council
20- Three Great Shifts
21- IMF
22 – V-shaped Recovery