دانشیار اگرواکولوژی پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی و رئیس شاخه زراعت و اصلاح نباتات فرهنگستان علوم
/// کشاورزی امروز تنها بهدنبال افزایش تولید نیست؛ موفقیت در بازارهای داخلی و جهانی، نیازمند شناخت بازار، رعایت استانداردهای بینالمللی، توسعه زنجیره ارزش، بازارسازی و بهرهگیری از فناوریهای نوین است. در این گفتوگو با دکتر عبدالمجید مهدوی دامغانی دانشیار اگرواکولوژی پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی ضمن بررسی ظرفیتهای ارزشمند استان کرمان در حوزه محصولات کشاورزی، مهمترین موانع توسعه صادرات، نقش کــشاورزی هــوشمند، ضرورت تبدیل کشاورزان به مدیران منابع و الزامات حضور رقابتپذیر در بازارهای جهانی مورد واکاوی قرار گرفته است. آنچه در ادامه میخوانید، نگاهی تحـلیلی به مســـــیر گذار کـــشاورزی از تولیدمحوری به ارزشآفرینی و رقابتپذیری است.
عوامل کلیدی برای تأمین مؤثر نیازهای بخشهای مختلف بازارهای داخلی و خارجی محصولات کشاورزی چیست؟
درباره عوامل کلیدی مؤثر بر بازارهای داخلی و خارجی محصولات کشاورزی، بر این باورم که برای حضور مؤثر، پایدار و باثبات در بازارهای داخلی و خارجی، باید چهار مرحله اساسی را طی کنیم که این چهار مرحله را میتوان عوامل کلیدی موفقیت در بازار دانست: مرحله اول، شناسایی بازار است؛ ما باید ویژگیها و مختصات بازارها، اعم از بازارهای داخلی و خارجی را بهدرستی بشناسیم. پس از این مرحله، در گام دوم، باید مؤلفههای شناساییشده در بازارهای داخلی و خارجی را تحلیل کنیم. آنچه در مرحله شناسایی به دست میآوریم، درواقع «داده» است و زمانی که این دادهها مورد تحلیل قرار میگیرند، به دانش و علمی تبدیل میشوند که میتوان از آن برای تصمیمگیری و بهرهبرداری استفاده کرد. مرحله سوم، طراحی است. ما به طراحی در حوزههای مختلف نیاز داریم؛ از طراحی برای تولید گرفته تا طراحی برای بازاریابی، بازارسازی و فروش. در مرحله چهارم نیز، پس از انجام طراحیهای لازم، طبیعتاً موضوع تولید و عوامل پساتولید مطرح میشود که باید بهطور دقیق مورد بررسی قرار گیرد.
در زمینه شناسایی بازار، باید به این نکته اشاره کنم که در مورد بسیاری از محصولات کشاورزی، هنوز تعداد زیادی از تولیدکنندگان ما شناخت دقیق و کافی از بازار ندارند. برای نمونه، اگر امروز از تولیدکنندگان خرما در استان کرمان، چه در سطح یک باغدار با یک هکتار نخلستان و چه در سطح تولیدکنندگان کلان، بپرسیم که بازار خرمای ایران در سال ۱۴۰۵، بازار خرمای کشورهای حاشیه خلیجفارس در سال ۱۴۰۵ و بازار خرمای اتحادیه اروپا در همین سال چه ویژگیها و مؤلفههایی دارند، شاید بسیاری از آنها نتوانند پاسخ دقیقی به این سؤال بدهند.
در اینجا دو نکته وجود دارد: نخست اینکه آیا واقعاً یک باغدار نیاز دارد چنین اطلاعاتی را در اختیار داشته باشد یا اینکه سیاستگذاران و بازاریابها باید از این اطلاعات و تحولات بازار آگاه باشند؟ نکته دوم اینکه در پاسخ به سؤال نخست، موضوعی که باید حتماً مورد توجه قرار گیرد این است که فراموش نکنیم چه اتاق بازرگانی در بخش خصوصی و چه دولت، در حوزه طراحی امنیت غذایی و سیاستگذاریهای مرتبط با غذا، باید بیشتر متولی باشند تا متصدی. دولت، اتاق بازرگانی، خانه کشاورز و نهادهایی از این دست صرفاً باید به سیاستگذاری، بهرهگیری از دادهها و تحلیلها و دانش حاصل از آن برای سیاستگذاری و تصمیمسازی بپردازند و اجرا و تولید را به کشاورز بسپارند. مداخلات بیمورد موجب ایستایی و عدم توسعه کشاورزی در کشور شده است و نباید این نکته ظریف را فراموش کنیم؛ بنابراین، قرار نیست توسعه کشاورزی کشور به شکل یک ابلاغ و دستور دنبال شود.
بنابراین، ما به شناختی قوی و دقیق از بازارها نیاز داریم. پس از شناخت، باید بتوانیم این اطلاعات را بهدرستی تحلیل کنیم و ببینیم این شناخت چه تصویری از روند بازار و آینده آن در اختیار ما قرار میدهد. سپس، بر مبنای نتایجی که از این تحلیلها به دست میآوریم، برای تولید اقدام کنیم.
تولید و فرآوری نیز نمیتوانند بدون یک برنامه بازاریابی دقیق شکل بگیرند؛ بلکه باید پیش از تولید و در ادامه مسیر آن، بازاریابی بهدرستی طراحی و اجرا شود. در این زمینه، مثالهای متعددی وجود دارد. من در نوشتار قبلی خود در فصلنامه «سپهر اقتصاد کرمان» نیز اشاره کردم که به دلیل طراحی نادرست محصول که خود ناشی از عدم شناخت صحیح بازارهای داخلی و خارجی بوده است، ضربههای بسیار زیادی متحمل شدهایم و درنتیجه، بازارهای خود را از دست دادهایم.
یک نمونه مشخص و عینی که همچنان میتوانیم سالها درباره آن صحبت کنیم، این است که چگونه بهتدریج بازار دو میلیارد دلاری صادرات پسته خود را از دست دادهایم؟
در اعمال فرایندهای تولید هماهنگ و تقویت کیفیت محصول و تحصیل استانداردهای بازار صادرات تولیدات کشاورزی استان کرمان، چه راهکارهایی پیشنهاد میکنید؟
استان کرمان ظرفیت بسیار ارزشمندی در حوزه صادرات محصولات کشاورزی دارد؛ بویژه در محصولاتی مانند پسته، خرما، خشکبار و گیاهان دارویی که هر یک از آنها ظرفیتهای متعددی برای توسعه دارند. بخشی از این ظرفیتها، مانند خرما و پسته، هماکنون بالفعل هستند و سابقه صادرات آنها به چند دهه محدود نمیشود. تا آنجا که اطلاعات من نشان میدهد، استان کرمان دستکم از دوره صفویه، سابقه صادرات خشکبار داشته است. در مقابل، برخی محصولات و ظرفیتها همچنان کمتر شناخته شده یا کمتر مورد بهرهبرداری قرار گرفتهاند که گیاهان دارویی مانند ترخون، نمونهای از آنهاست.
بنابراین، این ظرفیتها در استان کرمان وجود دارد، اما بازار امروز جهان الزامات مشخصی دارد که باید آنها را مورد توجه قرار دهیم. یکی از مهمترین این الزامات، رعایت استانداردهای کیفی شناختهشده و قابل پایش است. سادهترین نمونه، استانداردهای «کشاورزی خوب» یا Good Agricultural Practices است. در کنار آن، استانداردهای تولید محصولات ارگانیک و سپس استانداردهای تخصصیتر و جزئیتری مانند «بایوداینامیک» و موارد مشابه نیز مطرح هستند. در نتیجه استانداردها مشخص و مدون هستند و خوشبختانه مصرفکنندگان نیز نسبت به آنها آگاهی بیشتری پیدا کردهاند. در بسیاری از بازارهای صادراتی، ازجمله بازار اتحادیه اروپا، آمریکای شمالی و شرق آسیا، رعایت این استانداردها اهمیت زیادی دارد. در عین حال، لازم است استان کرمان نیز به سمت تولید محصولات سالم، ارگانیک و گواهیشده یا بهبیاندیگر، محصولاتی که از گواهیهای معتبر برخوردارند، حرکت کند. البته این ظرفیت در استان کرمان وجود دارد؛ بویژه از این جهت که ما از زیرساخت بسیار مناسبی در حوزه فرآوری و صنایع غذایی برخوردار هستیم؛ برای مثال، زیرساختهای فرآوری خرما در استان کرمان، بدون تردید، در کشور در رتبه نخست قرار دارند و در حوزه فرآوری پسته نیز از جایگاه بسیار خوبی برخوردار هستیم. در زمینه گیاهان دارویی نیز با توجه به ماهیت صنعتی استان کرمان، ظرفیتهای بالقوه بسیار خوبی برای توسعه کشت و فرآوری گیاهان دارویی و صنعتی وجود دارد که میتوان از آنها بهرهبرداری کرد.
امروزه و بویژه پس از دوران کرونا، موضوع ایمنی و سلامت مواد غذایی به یکی از معیارهای مهم ارزیابی کیفیت مواد غذایی تبدیل شده است. این تحول، فرصتی درخشان و طلایی برای محصولات سالم و گواهیشده فراهم کرده است؛ بهگونهای که محصولاتی که از این گواهیها و نشانههای معتبر برخوردار باشند، میتوانند در بازارهای جهانی با قیمتهای برتر و بالاتری عرضه شوند و در عین حال با استقبال بیشتر مصرفکنندگان نیز مواجه شوند.
این موضوع در مورد استان کرمان اهمیت دوچندانی دارد؛ زیرا بسیاری از محصولات این استان، ماهیتی سلامتمحور دارند و با رژیم غذایی و سبک زندگی سالم عجین هستند. محصولاتی مانند پسته و خرما از این دسته هستند. همچنین بسیاری از گیاهان دارویی استان مانند ترخون میتوانند در تولید نوشیدنیها مورد استفاده قرار گیرند، حتی گیاهان صنعتی استان کرمان مانند حنا نیز از این ظرفیت برخوردارند. بنابراین، توجه جدی به استانداردهای تولید محصولات سالم در شرایطی که امروز زیرساختهای علمی، فناوری و صنعتی مناسب آن را در کشور در اختیار داریم، میتواند به ما کمک کند تا برای محصولات استان کرمان جایگاه مناسبی در بازارهای بینالمللی پیدا کنیم.
راهکار ارتقای پیوندهای تولید در امتداد زنجیره ارزش محصولات کشاورزی استان چیست؟
به اعتقاد من، پاسخ این پرسش تا حد زیادی در خود پرسش نهفته است. زمانی که از تولید محصولات کشاورزی سخن میگوییم، درواقع نباید تنها به «تولید» به معنای محدود آن توجه کنیم. از نظر من، تولید صرفاً یکی از اجزای زنجیره ارزش است؛ هرچند ممکن است برخی آن را مهمترین بخش این زنجیره بدانند. آنچه اهمیت دارد، نگاه جامع به زنجیره ارزش محصولات کشاورزی است.
برای مثال، اگر ارزش صادراتی هر کیلوگرم پسته ایران را با پسته صادراتی ایالاتمتحده مقایسه کنیم، ارقام به هیچوجه قابل مقایسه نیستند و ارزش صادراتی پسته آمریکا بهمراتب بالاتر است. دلیل این تفاوت آن است که در آمریکا، پسته در قالب یک زنجیره ارزش توسعهیافته، در چندین مرحله فرآوری میشود و بهصورت خام صادر نمیشود. این موضوع یک اصل بدیهی است، اما متأسفانه ما در همین اصل بدیهی، چند دهه است که درجا میزنیم.
بنابراین، طبیعی است که باید به فکر ایجاد و توسعه زنجیره ارزش باشیم. همان مثالی که درباره ترخون مطرح کردم، بهخوبی این موضوع را نشان میدهد. ترخون میتواند بهصورت خشک صادر شود، اما همین محصول قابلیت آن را دارد که در قالب یک نوشیدنی فرآوری شود یا بهعنوان ادویه و برگ خشک ترخون که در بازارهای جهانی به فروش میرسد، عرضه شود.
من در سخنرانی خود در همایش «سرمایهگذاری و توسعه کرمان (آیدکس 2024)» در اردیبهشت 1403 نشان دادم که در سایت آمازون و جستوجوی ترخونِ ارگانیک، حدود ۱۴ تا ۱۵ فرآورده مختلف از ترخون عرضه میشود؛ ازجمله بذر ترخون، برگ ترخون، برگ خشک ترخون، نوشیدنی ترخون، سرکه ترخون و نشای ترخون. این یعنی برای یک محصول ساده، یک زنجیره ارزش کامل شکل گرفته است. حال اگر این زنجیره ارزش را با استانداردهای ارگانیک یا GAP پیوند بزنیم، سپس آن را با مفهوم محصول سنتی و بومی یک جامعه محلی و در ادامه با تجارت عادلانه
(Fair Trade) تلفیق کنیم، خواهیم دید که یک زنجیره ارزش واقعی و رقابتپذیر شکل میگیرد.
اما به اعتقاد من، یکی از مهمترین حلقههای مفقوده در زنجیره ارزش محصولات کشاورزی ایران در بازارهای جهانی، بازارسازی است. ما بیش از هر چیز به بازارسازی نیاز داریم. بسیاری از محصولات ما در بازارهای جهانی هنوز بهدرستی شناخته نشدهاند؛ برای مثال، درباره زعفران تصور نادرستی وجود دارد که کل جهان زعفران را بهخوبی میشناسد، درحالیکه مصرفکننده عمومی که میتواند مشتری بالقوه ما در اروپا، آسیا و آمریکای شمالی باشد، در بسیاری از موارد زعفران، زرشک و عناب را بهدرستی نمیشناسد.
ظرفیتهای بسیار بزرگی در این حوزه وجود دارد و بازارسازی دقیقاً همان کاری است که کشورهای آسیای شرقی برای میوههای استوایی خود مانند پشنفروت و دراگونفروت انجام دادهاند. همین اتفاق در آمریکای لاتین و آفریقا نیز برای محصولی مانند آووکادو رخ داد. نمیتوان گفت آووکادو از هزاران سال پیش در بازارهای جهانی شناختهشده بوده است. شاید این محصول قرنها شناخته میشد، اما ورود آن به بازارهای جهانی نتیجه یک فرایند هدفمند بازارسازی بود.
امروز اگر به بسیاری از کافهها، هتلها و رستورانهای تهران و کرمان مراجعه کنید، انواع سالادها و غذاهایی را میبینید که آووکادو در آنها بهکاررفته است. یا محصولی مانند گواوا که تا چند سال پیش برای بسیاری از مصرفکنندگان منطقه ناشناخته بود، اکنون نوشیدنی آن در بسیاری از کشورهای عربی بهطور گسترده عرضه میشود؛ درحالیکه گواوا ازجمله محصولاتی است که در استان کرمان نیز ظرفیت بومی و قابلتوجهی دارد. در نتیجه به نظر میرسد یکی از ارکان اساسی توسعه زنجیره ارزش، بازارسازی است؛ حوزهای که از آن غافل شدهایم، درحالیکه ظرفیتهای بسیار ارزشمند و قابلتوجهی برای توسعه آن وجود دارد.
ایران و بویژه استان کرمان در زمینه ایجاد و ورود سرمایه خصوصی به کشاورزی هوشمند با چه ضعفهایی روبهرو است، در این زمینه چه راهحلهایی به نظرتان میرسد؟
کشاورزی هوشمند بیگمان دستکم سه دهه است که بهطور مشخص وارد ایران شده است. در حال حاضر، به معنای عام، ما در زمینههای تولید، تأمین نهادهها، سورتینگ و فرآوری پس از برداشت، از کشاورزی هوشمند استفاده میکنیم؛ اما به معنای خاص، یعنی زمانی که کشاورزی هوشمند باید در کل زنجیره ارزش و مشخصاً در تمامی مراحل تولید و پس از تولید ورود کند، با ضعفهای جدی مواجه هستیم.
بنده مثالهایی دارم که قطعاً و بدون تردید نشان میدهد استفاده از کشاورزی هوشمند و بهکارگیری اصول آن میتواند مسئله آفلاتوکسین را که همه میدانیم چیست و چه چالشهایی برای کشاورزی ما ایجاد کرده است، برطرف کند؛ اما واقعاً اقدام جدی و مؤثری در این زمینه انجام نشده است. به نظر من مهمترین مانع به عدم شناخت بازمیگردد. اگر بتوانیم موضوع شناخت و انتقال دانش را، بهطور خاص در میان کشاورزان، تولیدکنندگان و فرآوران کشاورزی در استان کرمان و بهطور عام در سراسر کشور، ایجاد و تقویت کنیم، اقبال به سمت کشاورزی هوشمند افزایش پیدا خواهد کرد.
هفته گذشته در خدمت یکی از تولیدکنندگان محصولات شیمیایی بودم که محصولی تولید میکند که معتقد است این محصول میتواند مسئله آفلاتوکسین را حل کند و کاملاً مبتنی بر کشاورزی هوشمند، فناوری و راهکارهای نوین است؛ اما زمانی که با او صحبت کردم، میگفت حدود دو دهه است که تلاش کرده است وارد حوزه استان کرمان شود و با تولیدکنندگان این استان ارتباط برقرار کند، اما وجود موانع مختلف باعث شده نتواند به این استان ورود کند.
بنابراین، مهمترین مانع، مانع شناختی است. مانع دوم نیز این است که اساساً در همه جای دنیا، بخش دولتی، اتاقهای بازرگانی یا نهادهای ترویجی وظیفه دارند پایلوتهایی را اجرا کنند و نمونههای مختلف باغی، زراعی و همچنین یک کارخانه را مورد مقایسه قرار دهند. اتفاقاً همین نمونههای پایلوت یا بهاصطلاح «پروتوتایپها» باید در معرض دید افراد قرار بگیرند تا بتوانند نتایج و آثار استفاده از این فناوریها را از نزدیک مشاهده کنند و نسبت به استفاده از آنها استقبال نشان دهند. تا زمانی که افراد این نمونهها را نبینند، استقبال چندانی صورت نخواهد گرفت.
برگزاری کارگاههای آموزشی و عملی و همچنین استفاده از فضاهای چندرسانهای مانند یوتیوب و آپارات میتواند به افزایش شناخت افراد کمک کند. متأسفانه ما در این زمینه کمکاری کردهایم و در حوزه کشاورزی هوشمند، فضای چندرسانهای مناسبی در اختیار نداریم؛ برای مثال، اکنون ممکن است من یک خودروی جدید، مثلاً پژو پارس، خریداری کنم و ندانم فیلتر روغن آن را چگونه و هرچند وقت یکبار باید تعویض کنم. در چنین شرایطی، در اینترنت عبارت «فیلتر روغن پژو پارس» را جستوجو میکنم و میبینم که مثلاً ۱۰ فیلم آموزشی برای من نمایش داده میشود؛ بنابراین، این نکته باید حتماً مورد توجه قرار گیرد. به اعتقاد من، در این زمینه برای ورود و فعالیت، جای کار بسیار زیادی وجود دارد و مطمئن هستم که تولیدکنندگان و کشاورزان نیز قطعاً از این اقدامات استقبال خواهند کرد.
ابتدا باید شناخت ایجاد شود تا سرمایهگذار بخش خصوصی متقاعد شود. ما باید یک برنامه جامع داشته باشیم و نهادهای دانشگاهی نیز میتوانند در این زمینه به ما کمک کنند تا یک امکانسنجی انجام شود که نشاندهندهی تأثیرات و نتایج آن باشد. سرمایهگذار بخش خصوصی هرجا که محاسبات اقتصادی برایش منطقی و توجیهپذیر باشد و ببیند که ریسک پایین و امنیت سرمایهگذاری بالاست، قطعاً وارد خواهد شد. حوزه کشاورزی هوشمند نیز از این قاعده مستثنی نیست.
چه میتوان کرد تا کشاورزان کشورمان به شکل حرفهای به تجربه جهانی عمل کنند، یعنی اینکه به مدیران منابع تبدیل شوند؟
بسیار سؤال هوشمندانه و قابل تحسینی است. درود بر شما که این پرسش را مطرح میکنید و چنین فضایی را برای طرح آن فراهم میکنید. به نظر من، بیراه نیست اگر بگویم چقدر پسندیده است که ما یک دورهی پنجساله را بهعنوان «دورهی گذار از کشاورز تولیدکننده یا مولد به مدیر منابع» نامگذاری کنیم. اساساً اصل اول گذار از کشاورزی سنتی ایران به کشاورزی زایا، پایدار، باثبات و رقابتی در دنیای امروز، این است که کشاورزان ما به مدیران منابع تبدیل شوند؛ اما اصل دوم این است که کشاورزی که همچنان درگیر تأمین آب و تأمین نهادههای لازم برای افزایش حاصلخیزی خاک است و هنوز در نیمه مرداد ۱۴۰۵ نمیداند که آیا در نیمه شهریور ۱۴۰۵ کود اوره، پتاس یا فسفر کافی برای کشت پاییزی خود در استان کرمان خواهد داشت یا خیر، صحبت کردن از تبدیل چنین کشاورزی به مدیر منابع، یک شوخی است! ما تا زیرساخت تولید را فراهم نکنیم و مادامی که درگیر پلههای نخست زنجیره ارزش، یعنی تامین نهاده باشیم، سخن از رویکرد ملی و منطقهای به کشاورزی هوشمند یا لاف است یا تلافی!
کشاورز حتماً میتواند به مدیر منابع تبدیل شود؛ همانطور که در همه جای دنیا این اتفاق رخ داده است. در پله اول، تولیدکنندگان قرار دارند که چرخه افزایش بهرهوری، بهرهبرداری و بهبود بهرهبرداری از منابع را آغاز کردهاند؛ اما ما ابتدا باید چالشهای ساختاری، اقتصادی و دانشی کشاورزان را برطرف کنیم. زمانی که این چالشها برطرف شوند، بدون تردید کشاورزان میتوانند به مدیران منابع تبدیل شوند؛ کما اینکه در طول سالیان سال و در درازای تاریخ ایران، نهفقط تاریخ کرمان، بلکه در تاریخ جهان، بسیاری از کشاورزان، مدیران بسیار موفق منابع بودهاند. کشاورزی که در یزد ریشه خارشتر را میشکافد، در ریشه خارشتر تخم هندوانه میگذارد و هندوانه تولید میکند، یا کشاورزی که در قم زیتون ارگانیک کشت میکند، در واقع خداوندگار مدیریت منابع و مدیر ارشد منابع زمانه خود بوده است؛ بنابراین، این موضوع نشان میدهد که وقتی شما در منطقهای خشک و نیمهخشک مانند کرمان، سالهای سال توانستهاید از هر دلار سرمایهگذاری بیش از دو دلار سود برداشت کنید یا از هر مترمکعب آبی که استفاده کردهاید، ۳/۴ دلار ثروت تولید کنید، یعنی قطعاً چنین کشاورزی میتواند خداوندگار مدیریت منابع باشد.
اما شرط آن، برطرف کردن موانع پیش روی کشاورزان، تسهیلگری برای آنها و فراهم کردن شرایط تزریق دانش و فناوری و همچنین ایجاد بستر لازم برای شناخت است. باید بازار جهانی و بازار داخلی را برای کشاورز تبیین کنیم. در این صورت، اتفاقات خوبی رخ خواهد داد.
در اینجا واقعاً جا دارد بار دیگر نکتهای را مطرح کنم که آن را در بسیاری از جلسات گفتهام و شاید تکرار آن دیگر ملالآور باشد. من در استان کرمان، در جلسهای با حضور استاندار وقت، خدا حفظش کند، آقای رزمحسینی و همچنین همه مدیران کشاورزی استان، مطرح کردم که به من بگویید در ۲۰ سال اخیر چند رقم خرمای مضافتی در استان کرمان اصلاح، معرفی و وارد بازارهای جهانی شده است؟
وقتی ما این کار را انجام ندادهایم، درحالیکه این امر مرتبط با کشاورزی است و نه کار دولت، اما قطعاً کار کشاورز هم نیست، چگونه میتوانیم انتظار داشته باشیم کشاورز به مدیر منابع تبدیل شود؟ کشاورز چگونه میتواند مدیر منابع شود، وقتی نیاز بازار را میداند، اما همچنان باید ارقام قدیمی، کلاسیک و سنتی را کشت کند؟
آخرین گذار تدریجی در ارقام پسته و بادام استان کرمان چه زمانی اتفاق افتاده است؟ اکنون چند رقم (توده بومی و توده محلی منظور نظر نیست) حنا، ترخون و سنبلالطیب داریم که در استان کرمان اصلاح شده و به بازارهای جهانی راه پیدا کردهاند؟ این نکته، نکتهای کلیدی است.
در پایان چه نکاتی را لازم میدانید که اضافه فرمایید؟
درود و سپاسگزارم از شما و مجموعهتان.
دنیای امروز، دنیای رقابت است. برای اینکه بتوانیم در این دنیای رقابتی بقای خود را حفظ کنیم، حضور خود را تداوم بخشیم و تولیدمان پایدار و مستمر باشد، باید با جدیت بیشتری و بهصورت شبانهروزی تلاش و فعالیت کنیم.
نکتهای را نیز مطرح کنم که شاید مستقیماً با موضوع مصاحبه مرتبط نباشد، اما با تمام پرسشها درهمتنیده است. از آنجا که در میانه یک جنگ قرار داریم، مایلم این نکته را بیان کنم تا به یادگار بماند. متأسفانه جنگ تحمیلی اخیر که از خرداد سال ۱۴۰۴ آغاز شده و همچنان در میانه مرداد ۱۴۰۵ ما را با خود درگیر کرده است، پیامدهای مهیب، دهشتناک و ناگواری برای همه، ازجمله بخش کشاورزی و زیرساختهای این بخش در ایران و استان کرمان، به همراه داشته است؛ اما همچنان عمیقاً و اکیداً باور دارم که این شرایط، در کنار همه دشواریها، واجد فرصتها و ظرفیتهای بسیار خوبی نیز بوده است که میتوان از آنها بهرهبرداری کرد و آنها را در زمره برکات این شرایط قرار داد.میدانم که ممکن است این سخنان برای برخی افراد خوشایند یا قابل پذیرش نباشد، اما نکتهای که خدمت شما عرض میکنم این است که بدون تردید، میتوانیم از اتفاقاتی که رخ داده است درس بگیریم و از دل این شرایط، فرصتهای طلایی برای توسعه کشاورزی پایدار، زایا، هوشمند و دانشبنیان در استان کرمان و سراسر ایران ایجاد کنیم. ///





