از تولید متعارف تا ارزشآفرینی
عضو هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران
/// صنعت همواره یکی از اصلیترین ارکان توسعه اقتصادی کشورها، ایجاد اشتغال پایدار، افزایش درآمد ملی و تقویت اقتدار اقتصادی بوده است. تجربه کشورهای صنعتی نشان میدهد که توسعه صنعتی صرفاً با افزایش ظرفیت تولید، احداث واحدهای جدید یا افزایش تعداد بنگاههای اقتصادی محقق نمیشود؛ بلکه نیازمند نگاهی جامع به بازسازی، نوسازی، ارتقای فناوری، اصلاح ساختارهای مدیریتی، تکمیل زنجیرههای ارزش و افزایش بهرهوری صنایع موجود است.
واقع صنایع موفق جهان نهتنها بر افزایش حجم تولید تمرکز کردهاند، بلکه با ایجاد پیوند میان فناوری، نوآوری، مدیریت منابع، توسعه بازار و تکمیل زنجیره ارزش، توانستهاند جایگاه خود را در اقتصاد جهانی تثبیت کنند. از این منظر، احیای صنعتی یک فرایند پویا و مستمر است که هدف آن تبدیل ظرفیتهای موجود به مزیتهای رقابتی پایدار است.امروز اقتصاد ایران در شرایطی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگری نیازمند رویکردی تحت عنوان «مهندسی احیای صنایع کشور» است؛ رویکردی که هدف آن بازگرداندن توان رقابتپذیری به صنایع موجود، توسعه تابآوری صنعتی، فعالسازی ظرفیتهای مغفول، کاهش فاصله فناوری، توسعه بازارهای صادراتی و تبدیل مزیتهای طبیعی کشور به ارزشافزوده پایدار است. ایران با برخورداری از منابع عظیم انرژی، ذخایر گسترده نفت و گاز، ظرفیتهای قابلتوجه صنعت پتروشیمی، نیروی انسانی متخصص و موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز، از ظرفیت تبدیلشدن به یکی از قطبهای صنعتی منطقه برخوردار است؛ اما دستیابی به این جایگاه نیازمند تغییر نگاه از «تولید محصول» به «توسعه زنجیره ارزش» است.
در همین راستا، سند راهبرد ملی پیشرفت صنعتی و ارتقای زنجیرههای ارزش کشور، توسعه صنعتی را بر پایه تکمیل زنجیرههای ارزش، بهرهگیری از فناوریهای نوین، توسعه صادرات، افزایش بهرهوری و استفاده هدفمند از مزیتهای نسبی کشور دنبال میکند. این رویکرد نشان میدهد که آینده صنعت ایران نه در افزایش ظرفیت تولید، بلکه در توانایی کشور برای تبدیل مواد اولیه به محصولات با ارزشافزوده بالاتر، فناوریمحور و رقابتپذیر تعریف میشود.
همچنین قانون برنامه هفتم پیشرفت باهدف تحقق رشد متوسط سالانه ۸ درصدی اقتصاد، برای بخش صنعت رشد 5/8 درصدی، برای بخش معدن رشد ۱۳ درصدی و سهم ۳۵ درصدی بهرهوری کل عوامل تولید در تأمین رشد اقتصادی را هدفگذاری کرده است. تحقق این اهداف، بیش از هر چیز مستلزم ارتقای فناوری، افزایش بهرهوری، تکمیل زنجیرههای ارزش و مهندسی احیای صنایع موجود است؛ زیرا دستیابی به رشد پایدار اقتصادی بدون نوسازی ظرفیتهای صنعتی، توسعه صنایع پاییندستی و تقویت توان رقابتپذیری بنگاههای تولیدی امکانپذیر نخواهد بود.
ضرورت مهندسی احیای صنایع کشور
در دهههای گذشته، سیاست صنعتی کشور عمدتاً بر توسعه ظرفیتهای تولیدی و افزایش تعداد واحدهای صنعتی متمرکز بوده است. این رویکرد اگرچه موجب شکلگیری زیرساختهای صنعتی ارزشمندی شد، اما در بسیاری از موارد با چالشهایی همچون فرسودگی تجهیزات و ماشینآلات، فاصله فناوری با استانداردهای جهانی، کاهش بهرهوری انرژی و مواد اولیه، ضعف ارتباط صنعت و دانشگاه، عدم تکمیل زنجیرههای ارزش، وابستگی به فناوریهای خارجی و محدودیت حضور در بازارهای جهانی مواجه شده است.در چنین شرایطی، احیای صنایع به معنای بازگشت به الگوهای گذشته یا صرفاً افزایش تولید نیست؛ بلکه به معنای بازآفرینی مسیر آینده صنعت بر مبنای دانش، فناوری و بهرهوری است. هر واحد صنعتی موجود، مجموعهای از سرمایههای فیزیکی، انسانی، دانشی و بازار است که میتواند با اصلاح فرایندها، نوسازی تجهیزات، توسعه فناوری و مدیریت نوین، به یک مزیت رقابتی جدید تبدیل شود. یکی از مهمترین اصول مهندسی احیای صنایع این است که پیش از ایجاد ظرفیتهای جدید، باید ظرفیتهای موجود را به سطح بالاتری از بهرهوری و ارزشآفرینی رساند. بسیاری از صنایع کشور دارای زیرساخت، نیروی انسانی و تجربه تولید هستند؛ اما برای حضور مؤثر در اقتصاد آینده، نیازمند تحول در فناوری، مدل کسبوکار و رویکرد مدیریتی هستند. در این میان، صنایع مبتنی بر منابع داخلی، بویژه صنعت پتروشیمی و صنایع پاییندستی آن، از اهمیت ویژهای برخوردارند؛ زیرا میتوانند نقش پیشران در توسعه صنعتی کشور ایفا کنند.
تغییر الگوی صنعتی؛ از تولیدمحوری به ارزشآفرینی
یکی از مهمترین تغییرات رویکرد صنعتی کشور در سالهای اخیر، حرکت از نگاه متعارف تولیدمحور به نگاه مبتنی بر زنجیره ارزش است. در مدل متعارف، موفقیت یک صنعت عمدتاً با میزان تولید سنجیده میشود؛ اما در مدل نوین صنعتی، شاخصهایی مانند میزان ارزشافزوده ایجادشده، سطح فناوری محصول، قابلیت صادرات، بهرهوری منابع، توسعه برند، توان تحقیق و توسعه و میزان نوآوری، معیارهای اصلی موفقیت محسوب میشوند.صنعت پتروشیمی نمونه بارزی از این تغییر نگاه است. مزیت کشور صرفاً تولید مواد پایه مانند پلیاتیلن نیست؛ بلکه ارزش واقعی زمانی ایجاد میشود که این مواد به محصولات مهندسی، قطعات صنعتی، تجهیزات تخصصی، محصولات مصرفی با فناوری بالا و کالاهای نهایی صادراتمحور تبدیل شوند. فاصله میان تولید مواد اولیه و تولید محصول نهایی، در حقیقت همان بخش مهمی از زنجیره ارزش است که میتواند موجب ایجاد اشتغال، توسعه فناوری و افزایش درآمد ملی شود؛ بنابراین، توسعه صنایع پاییندستی پتروشیمی باید بهعنوان یکی از محورهای اصلی احیای صنعتی کشور موردتوجه قرار گیرد.
نقش صنایع پاییندستی
پتروشیمی در احیای صنعتی کشور
ایران یکی از کشورهای برخوردار از منابع گسترده نفت و گاز و ظرفیتهای قابلتوجه در صنعت پتروشیمی است. توسعه این صنعت طی سالهای گذشته، توانسته است زیرساخت ارزشمندی برای تأمین مواد اولیه صنایع مختلف ایجاد کند؛ بااینحال، تجربه کشورهای موفق صنعتی نشان میدهد که ارزش اقتصادی واقعی زمانی ایجاد میشود که مواد پایه، در داخل کشور به محصولات نهایی و تخصصی تبدیل شوند.
در حقیقت، توسعه صنعت پتروشیمی نباید صرفاً در افزایش ظرفیت تولید مواد اولیه خلاصه شود؛ بلکه باید به سمت تکمیل زنجیره ارزش محصولات پتروشیمی حرکت کند. هرچه فاصله میان تولید مواد خام و تولید محصولات نهایی کاهش یابد، سهم بیشتری از ارزش اقتصادی، اشتغال و دانش فنی در داخل کشور ایجاد خواهد شد. صنایع پاییندستی پلیمرها یکی از مهمترین بخشهای این زنجیره محسوب میشوند. این صنایع به دلیل تنوع کاربرد، امکان توسعه فناوری، قابلیت ایجاد اشتغال گسترده و ظرفیت صادرات منطقهای، میتوانند بهعنوان یکی از پیشرانهای توسعه صنعتی کشور ایفای نقش کنند.
مزیت صنایع پاییندستی پلیمر نسبت به بسیاری از صنایع دیگر آن است که با سرمایهگذاری نسبتاً محدودتر نسبت به صنایع بالادستی، امکان ایجاد ارزشافزوده قابلتوجه، توسعه محصولات متنوع و حضور در بازارهای داخلی و خارجی را فراهم میکنند. صنایعی مانند تولید مخازن پلیاتیلنی، محصولات مهندسی پلیمری، کامپاندها، مواد پیشرفته و محصولات تخصصی، نمونههایی از تبدیل مواد اولیه داخلی به محصولات با ارزشافزوده بالاتر هستند.بااینحال، توسعه این بخش نیازمند عبور از تولید محصولات عمومی و حرکت به سمت تولید محصولات مهندسیشده، استاندارد و مبتنی بر دانش فنی است. در چنین مسیری، عواملی مانند کنترل دقیق فرایند تولید، شناخت رفتار مواد، توسعه فرمولاسیونهای جدید، افزایش عمر سرویس محصولات و انطباق با استانداردهای بینالمللی اهمیت ویژهای پیدا میکند.
تکمیل زنجیره ارزش پلیمر؛
ضرورتی برای افزایش تابآوری صنعتی
یکی از چالشهای اساسی صنایع کشور، فاصله میان ظرفیت تولید مواد اولیه و توانایی تبدیل آنها به محصولات نهایی رقابتپذیر است. در صنعت پلیمر، کشور از مزیت دسترسی به خوراک پتروشیمی برخوردار است؛ اما برای بهرهبرداری کامل از این مزیت، لازم است زنجیرهای از فعالیتهای طراحی، مهندسی، تولید، کنترل کیفیت، بازاریابی و صادرات در کنار یکدیگر توسعه یابد.
تکمیل زنجیره ارزش، علاوه برافزایش درآمد اقتصادی، موجب افزایش تابآوری صنایع در برابر تغییرات محیطی، محدودیتهای تجاری و نوسانات بازار میشود. صنعتی که صرفاً به تولید مواد اولیه وابسته است، در برابر تغییرات قیمت جهانی و محدودیتهای صادراتی آسیبپذیرتر خواهد بود؛ اما صنعتی که محصولات نهایی و تخصصی تولید میکند، از انعطاف و قدرت رقابتی بیشتری برخوردار است.
در این میان، نقش شرکتهای صنعتی پیشرو که توانستهاند تولید، فناوری، آزمایشگاه، تحقیق و توسعه و بازار را در یک ساختار منسجم ترکیب کنند، بسیار مهم است. این شرکتها میتوانند الگوی حرکت صنایع کشور از تولید متعارف به سمت تولید ارزشآفرین باشند.
تحول فناوری؛ قلب تپنده احیای صنایع
هیچ برنامه احیای صنعتی بدون تحول فناوری موفق نخواهد بود. تجربه جهانی نشان میدهد که فاصله میان صنایع پیشرو و صنایع متعارف، بیش از آنکه ناشی از تفاوت در منابع اولیه باشد، حاصل تفاوت در سطح فناوری، دانش مدیریتی و توان نوآوری است. صنایع کشور برای رقابت در آینده باید به سمت اتوماسیون صنعتی، هوشمندسازی خطوط تولید، کنترل کیفیت دادهمحور، توسعه آزمایشگاههای پیشرفته و طراحی محصول مبتنی بر تحقیق و توسعه حرکت کنند. امروز واحدهای تحقیق و توسعه دیگر صرفاً بخش پشتیبان تولید نیستند، بلکه بهعنوان موتور خلق مزیت رقابتی سازمان شناخته میشوند. شرکتهایی که بتوانند دانش فنی، تحلیل داده، توسعه محصول و بهبود مستمر را در ساختار خود نهادینه کنند، توانایی بیشتری برای حضور پایدار در بازارهای رقابتی خواهند داشت.در صنایع پلیمری، تحول فناوری میتواند در حوزههایی مانند توسعه مواد جدید، بهبود خواص مکانیکی، افزایش مقاومت محصولات در شرایط محیطی، کاهش مصرف مواد اولیه، بهینهسازی فرایندهای تولید و طراحی محصولات جدید نمود پیدا کند.
اهمیت تحقیق و توسعه در بازسازی صنایع
یکی از تفاوتهای اصلی صنایع پیشرو جهان با صنایع متعارف، جایگاه ویژه تحقیق و توسعه در تصمیمگیریهای صنعتی است. در صنایع موفق، توسعه محصول و بهبود فرایند یک فعالیت مقطعی نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد بلندمدت سازمان محسوب میشود. احیای صنایع کشور نیازمند سرمایهگذاری هدفمند در حوزههایی مانند توسعه مواد جدید، بهینهسازی فرایند تولید، افزایش طول عمر محصولات، کاهش مصرف منابع، استفاده از مواد بازیافتی استاندارد و طراحی محصولات هوشمند است. در صنعت پلیمر، تحقیق و توسعه نقش تعیینکنندهای در ایجاد مزیت رقابتی دارد. توسعه گریدهای مناسب مواد اولیه، بررسی اثر افزودنیها، کنترل خواص مکانیکی و حرارتی، ارزیابی دوام محصولات و ایجاد ارتباط میان دادههای آزمایشگاهی و فرایند تولید، همگی از الزامات تولید محصولات باکیفیت و قابلرقابت در بازارهای جهانی هستند. همچنین ایجاد و توسعه آزمایشگاههای تخصصی مطابق استانداردهای بینالمللی، نقش مهمی در افزایش اعتماد بازار، کاهش وابستگی به ارزیابیهای خارجی و ارتقای جایگاه تولیدکنندگان داخلی دارد.
اقتصاد چرخشی و بازیافت مهندسیشده؛ مسیر آینده صنعت پلیمر
یکی از مهمترین روندهای توسعه صنعتی در جهان، حرکت به سمت اقتصاد چرخشی و استفاده بهینه از منابع است. در الگوهای متعارف تولید، مواد اولیه پس از مصرف به ضایعات تبدیل میشوند؛ اما در اقتصاد چرخشی، هدف آن است که مواد تا حد امکان در چرخه تولید باقی بمانند و ارزش آنها حفظ شود. در این رویکرد، ضایعات صنعتی نه بهعنوان یک تهدید، بلکه بهعنوان یک منبع ارزشمند موردتوجه قرار میگیرند. این موضوع بویژه در صنایع پلیمری اهمیت زیادی دارد؛ زیرا مدیریت صحیح چرخه عمر محصولات پلاستیکی میتواند علاوه بر کاهش اثرات زیستمحیطی، موجب کاهش مصرف مواد اولیه، کاهش هزینه تولید و افزایش بهرهوری منابع شود.
البته تحقق اقتصاد چرخشی نیازمند عبور از بازیافت سنتی و حرکت به سمت بازیافت مهندسیشده است. بازیافت موفق صنعتی نیازمند شناخت دقیق نوع پلیمر، کنترل آلودگی، فرآوری مناسب، پایش خواص مواد و تعریف کاربردهای مشخص برای مواد بازیافتی است. استفاده از مواد بازیافتی زمانی میتواند به توسعه پایدار صنعت کمک کند که کیفیت، عملکرد و قابلیت اطمینان محصولات نهایی حفظ شود. به همین دلیل، نقش فناوری، آزمایشگاههای تخصصی و دانش فنی در توسعه بازیافت صنعتی بسیار حیاتی است. در صنایع پلیمری پیشرفته، هدف صرفاً استفاده مجدد از ضایعات نیست؛ بلکه ایجاد یک چرخه کنترلشده است که در آن مواد پس از پایان عمر اولیه، مجدداً با حفظ استانداردهای کیفی وارد فرایند تولید شوند. این رویکرد میتواند علاوه بر کاهش وابستگی به منابع اولیه، به افزایش تابآوری زنجیره تأمین مواد نیز کمک کند.
نقش بخش خصوصی در مهندسی احیای صنایع
تجربه کشورهای صنعتی نشان میدهد که دولتها نقش مهمی در سیاستگذاری، تنظیمگری و ایجاد زیرساختهای توسعه دارند؛ اما موتور اصلی تحول صنعتی، بخش خصوصی توانمند، دانشمحور و آیندهنگر است. توسعه صنعتی پایدار زمانی محقق میشود که بنگاههای اقتصادی علاوه بر فعالیت تولیدی، بهعنوان مجموعههایی نوآور، فناور و ارزشآفرین عمل کنند.
بخش خصوصی موفق باید نگاه خود را از تولید به سمت خلق ارزش پایدار تغییر دهد؛ به این معنا که سرمایهگذاری در فناوری، تحقیق و توسعه، آموزش نیروی انسانی، توسعه بازارهای صادراتی و ارتقای استانداردها را بخشی از راهبرد اصلی خود بداند. در شرایط پیچیده اقتصادی، محدودیتهای بینالمللی و تغییرات سریع فناوری، شرکتهایی موفق خواهند بود که بتوانند انعطافپذیری، نوآوری و یادگیری سازمانی را در ساختار خود نهادینه کنند. این شرکتها نهتنها تولیدکننده محصول، بلکه توسعهدهنده دانش، فناوری و راهکارهای صنعتی خواهند بود.
همچنین بخش خصوصی میتواند نقش مؤثری در ایجاد ارتباط میان دانشگاه، مراکز تحقیقاتی و صنعت ایفا کند. بسیاری از مسائل صنعتی کشور نه به دلیل نبود دانش علمی، بلکه به دلیل فاصله میان دانش موجود و نیازهای واقعی صنعت حلنشده باقی ماندهاند. ایجاد این ارتباط و تبدیل دانش به فناوری قابلاستفاده، یکی از مهمترین الزامات احیای صنعتی کشور است.
تجربه صنایع پیشرو؛ حرکت از تولیدکننده محصول به توسعهدهنده راهکار صنعتی
در جهان امروز، شرکتهای صنعتی موفق تنها بر تولید یک محصول تمرکز نمیکنند؛ بلکه تلاش میکنند یک اکوسیستم ارزشآفرین ایجاد کنند. این اکوسیستم شامل طراحی محصول، تحقیق و توسعه، کنترل کیفیت، خدمات فنی، شناخت بازار و توسعه فناوری است. در چنین مدلی، مزیت رقابتی یک شرکت تنها در تجهیزات تولیدی یا ظرفیت اسمی آن خلاصه نمیشود؛ بلکه در توانایی آن برای حل مسئله، توسعه محصول جدید، افزایش بهرهوری و پاسخگویی به نیازهای آینده بازار شکل میگیرد. این رویکرد برای صنایع پلیمری کشور نیز اهمیت ویژهای دارد. دسترسی به مواد اولیه پتروشیمی، اگرچه یک مزیت مهم است، اما بهتنهایی تضمینکننده موفقیت صنعتی نیست. ارزش واقعی زمانی ایجاد میشود که این مواد با دانش مهندسی، فناوری تولید، کنترل کیفیت و شناخت نیاز بازار ترکیب شوند.
جمعبندی
مهندسی احیای صنایع کشور یک پروژه کوتاهمدت یا صرفاً اقتصادی نیست؛ بلکه یک ضرورت راهبردی برای آینده اقتصاد ایران محسوب میشود. در شرایطی که رقابت صنعتی در جهان بر پایه فناوری، بهرهوری، نوآوری و توسعه پایدار شکل گرفته است، ادامه مسیر گذشته و اتکا صرف به افزایش ظرفیت تولید نمیتواند پاسخگوی نیازهای آینده باشد. مسیر آینده صنعت ایران باید بر پایه بازآفرینی ظرفیتهای موجود، تکمیل زنجیرههای ارزش، توسعه صنایع پاییندستی، ارتقای فناوری و حرکت به سمت اقتصاد چرخشی طراحی شود. صنعت پتروشیمی و صنایع پلیمری کشور در این میان از جایگاه ویژهای برخوردارند؛ زیرا میتوانند با تبدیل منابع اولیه داخلی به محصولات مهندسیشده و ارزشآفرین، نقش مهمی در تحقق اهداف رشد اقتصادی، توسعه صادرات، ایجاد اشتغال پایدار و افزایش تابآوری صنعتی ایفا کنند. آینده صنعت ایران متعلق به صنایعی خواهد بود که بتوانند از ظرفیتهای موجود، ارزش جدید خلق کنند؛ از مواد خام، محصولات پیشرفته بسازند؛ از نیروی انسانی، دانش تولید کنند؛ و از چالشهای موجود، فرصتهای توسعه ایجاد نمایند. در این مسیر، بخش خصوصی پیشرو و مدیران صنعتی آیندهنگر، نقش اصلی را در تحقق اهداف برنامه هفتم پیشرفت و حرکت کشور به سمت صنعتی رقابتپذیر، دانشبنیان و پایدار ایفا خواهند کرد.
الزامات آینده برای احیای زنجیره ارزش پتروشیمی و صنایع پلیمری
برای تحقق اهداف برنامههای توسعهای کشور و حرکت به سمت صنعتی رقابتپذیر، مجموعهای از اقدامات راهبردی ضروری است:
1. تکمیل زنجیره ارزش پتروشیمی؛ کشور باید از تمرکز بر تولید مواد پایه فاصله گرفته و توسعه صنایع پاییندستی با ارزشافزوده بالا، محصولات تخصصی و کالاهای نهایی را در اولویت قرار دهد،
2. توسعه فـــناوری و تحــــقیق و توسعه صنعتی؛ سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه، توسعه آزمایشگاههای تخصصی، ارتقای دانش فرایندی و ایجاد ارتباط مؤثر میان صنعت و دانشگاه باید بهعنوان یک ضرورت راهبردی موردتوجه قرار گیرد،
3. توسعه اقتصاد چرخشی و بازیافت مهندسیشده؛ بازیافت باید از یک فعالیت سنتی و غیر ساختاریافته به یک صنعت دانشبنیان، استاندارد و مبتنی بر فناوری تبدیل شود،
4. افزایش بهرهوری منابع؛ کاهش مصرف مواد، بهینهسازی انرژی، کاهش ضایعات و استفاده از فناوریهای نوین، از مهمترین مسیرهای افزایش رقابتپذیری صنایع خواهد بود،
5. توسعه بازارهای صادراتی؛ صادرات پایدار نیازمند تولید محصولاتی است که علاوه بر کیفیت مناسب، دارای مزیت فناوری، استانداردهای بینالمللی و قابلیت رقابت در بازارهای منطقهای و جهانی باشند. ///
منابع
• قانون برنامه پنجساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (۱۴۰۰ ـ ۱۳۹۶).
• قانون برنامه هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران (۱۴۰۷-۱۴۰۳) 3- تصویبنامه در خصوص سند راهبرد ملی پیشرفت صنعتی و ارتقای زنجیرههای ارزش کشور.

