
/// تنگـــه هرمز بهعــــنوان مهمترین گلوگاه انرژی جهان، نقشی تعیینکننده در امنیت انرژی بینالمللی و معادلات ژئواکونومیک معاصر ایفا میکند. جمهوری اسلامی ایران به دلیل اشراف جغرافیایی بر بخش شمالی این آبراه، از ظرفیت قابلتوجهی برای اثرگذاری بر بازار جهانی انرژی برخوردار است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر دادههای نهادهای معتبر بینالمللی انرژی، به بررسی نقش تنگه هرمز در افزایش هزینههای نظم تحریمی ایالاتمتحده علیه ایران میپردازد. پرسش اصلی مقاله آن است که چگونه موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در تنگه هرمز میتواند بخشی از کارایی سیاست «فشار حداکثری» آمریکا را محدود سازد؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که وابستگی ساختاری اقتصاد جهانی به انرژی عبوری از تنگه هرمز (حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی نفت) و تمرکز تقاضا در آسیا (بیش از ۸۶ درصد مقاصد) موجب شده است ایران با تکیه بر تهدید مختلسازی این آبراه، نوعی بازدارندگی ژئواکونومیک در برابر فشارهای اقتصادی آمریکا ایجاد کند. در نتیجه، تنگه هرمز نهتنها یک مسیر جغرافیایی، بلکه ابزاری راهبردی در معادلات قدرت منطقهای و بینالمللی محسوب میشود.
در جهــان معاصــر، انــرژی یکــی از مهمتریــن مؤلفههــای قــدرت ملــی و رقابــت ژئوپلیتیکــی محســوب میشــود. کنتــرل منابــع و مسیرهــای انتقــال انــرژی میتوانــد بــرموازنــه قــدرت جهانــی تأثیــر مســتقیم بگــذارد. در ایــن چارچــوب، تنگــه هرمــز بهعنــوان حیاتیترین گــذرگاه انرژی جهــان، جایگاهــی ویــژه در اقتصــاد سیاســی بینالملــل دارد. ایــن آبــراه راهبــردی کــه خلیجفــارس را بــه دریــای عمــان و اقیانــوس هنــد متصــل میکنــد، مسیــر انتقــال بخــش مهمــی از نفــت خــام و گاز طبیعــی جهــان اســت. بــر اســاس دادههــای اداره اطلاعــات انــرژی آمریــکا (EIA) و آژانــس بینالمللــی انــرژی (IEA)، روزانــه بهطــور میانگیــن 20 حــدود میلیــون بشــکه نفــت از تنگــه هرمــز عبــور میکنــد کــه معــادل حــدود 20 درصــد مصــرف جهانــی نفــت و نزدیــک بــه یکچهــارم تجــارت دریــایی نفــت جهــان اســت. 1 ایــن میــزان وابســتگی اقتصــاد جهانــی بــه تنگــه هرمــز ســبب شــده اســت کــه هرگونــه بحــران امنیتــی در ایــن منطقــه، بلافاصلــه بازارهــای جهانــی انــرژی را تحــت تأثیــر قــرار دهد.پــس از خــروج دولــت دونالــد ترامــپ از برجــام در ســال 2018 و آغــاز سیاســت «فشــار حدا کثــری»، آمریــکا تلاش کــرد صــادرات نفــت ایــران را بــه حداقــل برســاند و از طریــق فشــار اقتصــادی، رفتــار منطقــهای و هســتهای تهــران را تغییــر دهــد. بــا اینحــال، اهمیــت ژئوا کونومیــک تنگــه هرمــز موجــب شــده ایــران همچنــان ظرفیــت اثرگــذاری بــر امنیــت انــرژی جهــان را حفــظ کنــد.

پرسش اصلی این پژوهش آن است که تنگه هرمز چگونه میتواند بهعنوان اهرم ژئواکونومیک ایران در برابر نظم تحریمی ایالاتمتحده عمل کند؟ فرضیه مقاله بر این اساس استوار است که وابستگی اقتصاد جهانی به انرژی خلیجفارس و محدودیت مسیرهای جایگزین انتقال انرژی، موجب شده ایران بتواند از موقعیت جغرافیایی خود برای افزایش هزینههای سیاست تحریمی آمریکا استفاده کند.
مبانی نظری پژوهش
چارچوب تحلیلی این پژوهش بر پایه پیوند میان ژئوپلـــیتیک و ژئواکونومی استوار است. ژئوپلــــیتیک به بررسی تأثیر عوامل جغرافیایی بر رفتار سیاسی دولتها و توزیع قدرت در نظام بینالملل میپردازد. نظریهپردازانی نظیر هالفـــوردمکیندر(Halford Mackinder) و آلــــفرد ماهان (Alfred Mahan) معتقد بودند که کنترل مناطق و مسیرهای راهبردی میتواند قدرت دولتها را افزایش دهد. در این چارچوب، تنگه هرمز نمونهای از یک «گلوگاه ژئوپلیتیکی» است که امنیت و ثبات آن بر اقتصاد جهانی اثر مستقیم دارد2 . در دهههای اخیر، مفهوم ژئواکونومی نیز اهمیت فزایندهای یافته است. ژئواکونومی به استفاده از ابزارهای اقتصادی برای تحقق اهداف سیاسی و ژئوپلیتیکی اشاره دارد (Luttwak, 1990, p. 17). تحریمهای اقتصادی، محدودسازی تجارت انرژی و کنترل مسیرهای انتقال کالا از جمله ابزارهای ژئواکونومیک قدرتهای بزرگ محسوب میشوند. ایالاتمتحده طی سالهای اخیر تلاش کرده از طریق تحریمهای نفتی و مالی، اقتصاد ایران را تحتفشار قرار دهد. در مقابل، ایران نیز با اتکا به موقعیت جغرافیایی خود در تنگه هرمز کوشیده است نوعی «بازدارندگی ژئواکونومیک» ایجاد کند؛ به این معنا که با افزایش هزینههای اقتصادی سیاست «فشار حداکثری» برای آمریکا و اقتصاد جهانی، از شدت تحریمها بکاهد.
روش تحقیق
پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی است و دادههای آن از منابع معتبر بینالمللی نظیر اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، صندوق بینالمللی پول (IMF) و گزارشهای بازار جهانی نفت گردآوری شده است. روش تحلیل بر پایه بررسی دادههای ثانویه و تحلیل روندهای مرتبط با امنیت انرژی، تحریمهای اقتصادی و جایگاه ژئوپلیتیکی تنگه هرمز است.
اهمیت ژئواکونومیک تنگه هرمز
تنگه هرمز مهمترین مسیر انتقال انرژی در جهان محسوب میشود. کشورهای عربستان سعودی، عراق، امارات متحده عربی، کویت و قطر بخش عمده صادرات نفت و گاز خود را از طریق این آبراه انجام میدهند. دادههای سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که عربستان سعودی با 4/31 درصد (23/6 میلیون بشکه در روز)، عراق با 3/18 درصد (63/3 میلیون بشکه در روز) و امارات متحده عربی با 3/16 درصد (24/3 میلیون بشکه در روز) بیشترین سهم را از نفت عبوری از تنگه هرمز داشتهاند. سهم ایران نیز 1/12 درصد (41/2 میلیون بشکه در روز) بوده است (IEA, 2026, p. 2).
از سوی دیگر، اقتصادهای بزرگ آسیایی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی وابستگی شدیدی به نفت عبوری از این منطقه دارند. بر اساس جدول شماره (1) در سال ۲۰۲۵، سهم چین از نفت عبوری این تنگه حدود 3/28 درصد (4/5 میلیون بشکه در روز) و سهم هند حدود 7/14 درصد (8/2 میلیون بشکه در روز) بوده است (IEA, 2026, p. 3). در مجموع، 4/86 درصد از نفت عبوری از تنگه هرمز به مقاصد آسیایی ارسال میشود(IEA, 2026, p. 1).
جدول شماره (1): سهم تنگه هرمز در تجارت جهانی انرژی (2025)
{این ارقام نشان میدهد که هرگونه اختلال در تنگه هرمز میتواند به افزایش شدید قیمت انرژی، اختلال در زنجیره تأمین جهانی و بیثباتی بازارهای مالی منجر شود. از منظر ژئواکونومیک، تنگه هرمز یک «گلوگاه راهبردی» محسوب میشود؛ زیرا ظرفیت مسیرهای جایگزین انتقال انرژی بسیار محدود است. برآورد میشود در شرایط بحران، حداکثر حدود 6/2 میلیون بشکه در روز بتوان از طریق خطوط لوله زمینی عربستان (خط لوله شرق-غرب به طول ۱۲۰۰ کیلومتر با ظرفیت اسمی ۵ میلیون بشکه) و امارات (خط لوله ابوظبی به فجیره با ظرفیت 8/1 میلیون بشکه) مسیر تنگه هرمز را دور زد که در مقایسه با حجم عظیم نفت عبوری (حدود ۲۰ میلیون بشکه) ناچیز است(EIA, 2026c, para. 4).}
تحریمهای آمریکا و بازدارندگی ژئواکونومیک ایران
تحریمهای اقتصادی یکی از اصلیترین ابزارهای سیاست خارجی آمریکا علیه ایران بوده است. با وجود فشارهای گسترده، این سیاست نتوانسته اهداف راهبردی خود را بهطور کامل محقق سازد. یکی از دلایل اصلی این مسئله، نقش ژئوپلیتیکی ایران در تنگه هرمز است. ایران از این موقعیت برای ایجاد نوعی بازدارندگی ژئواکونومیک استفاده کرده است؛ به این معنا که هرگونه تلاش برای محدودسازی صادرات نفت ایران، با پاسخ نامتقارنی مواجه خواهد شد که امنیت صادرات انرژی سایر کشورهای منطقه را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.اثربخشی این بازدارندگی در تحولات سالهای اخیر به وضوح قابل مشاهده است. با وجود تشدید تحریمها، صندوق بینالمللی پول (IMF) در گزارش ژوئیه ۲۰۲۵ خود، پیشبینی رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۲۵ را دو برابر کرد و از 3/0 درصد به 6/0 درصد افزایش داد
(International Monetary Fund [IMF], 2025, p. 4). این تعدیل صعودی نشاندهنده تابآوری اقتصاد ایران در برابر شوکهای خارجی و تا حدودی ناشی از توانایی تهران در خنثیسازی بخشی از اثرات تحریمها از طریق اهرمهای ژئواکونومیک مانند تهدید امنیت تنگه هرمز است.این بازدارندگی در سال ۲۰۲۶ به اوج خود رسید. به گزارش EIA و بر اساس جدول شماره (2)، در پی تشدید تنشها و متعاقباً انسداد عملی تنگه هرمز در سهماهه اول سال ۲۰۲۶، جریان نفت عبوری از این آبراه با کاهشی نزدیک به ۳۰ درصد روبهرو شد و از 7/20 میلیون بشکه در روز در سهماهه پایانی ۲۰۲۵ به 6/14 میلیون بشکه در روز رسید (EIA, 2026c, p. 2). انسداد این مسیر، صرفنظر از منشاء آن، شوکی عظیم به بازارهای جهانی وارد کرد و بهعنوان هشداری ملموس در مورد هزینههای بالقوه تداوم سیاستهای تقابلآمیز علیه ایران عمل نمود.در نتیجه این اختلال، قیمت نفت برنت با افزایشی چشمگیر روبهرو شد و انتظار میرفت در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ به میانگین ۱۰۶ دلار در هر بشکه برسد .
(EIA, 2026a, p. 2; 2026b, p.1) هشدار داده است که اگر اختلال در تنگه هرمز تنها یک ماه به طول انجامد، قیمت نفت میتواند بیش از ۲۰ دلار در هر بشکه نسبت به پیشبینیهای پایه افزایش یابد(EIA, 2026a, p. 1). این ارقام نشان میدهد که تهدید تنگه هرمز، فارغ از اجرایی شدن کامل آن میتواند هزینههای هنگفتی را به اقتصاد جهانی و بهطور خاص به مصرفکنندگان انرژی در آمریکا و متحدانش تحمیل کند و عملاً کارایی سیاست «فشار حداکثری» را با محدودیت مواجه سازد.
جدول شماره (2): کاهش انتقال نفت از تنگه هرمز در بحران ۲۰۲۶ (منبع: EIA, 2026c, p. 2)
وابستگی اقتصادهای آسیایی به تنگه هرمز
اقتصادهای آسیایی بیشترین وابستگی را به نفت عبوری از تنگه هرمز دارند. این وابستگی عمیق، یکی از ارکان اصلی بازدارندگی ژئواکونومیک ایران را تشکیل میدهد؛ زیرا قدرتهای بزرگ آسیایی را به بازیگرانی محتاط در قبال بحرانهای احتمالی تبدیل میکند.در نیمه نخست سال ۲۰۲۵، سهم کشورهای آسیایی از نفت خام و میعانات گازی عبوری از تنگه هرمز به ۸۹ درصد رسید(IEA, 2026, p. 1). جدول شماره (3) سهم پنج اقتصاد بزرگ آسیایی را نشان میدهد:
جدول شماره (3): سهم کشورهای آسیایی از نفت عبوری تنگه هرمز 2025 (تخمین مبتنی بر دادههای IEA, 2026, p. 1)
این وابستگی شدید به این معناست که هرگونه تهدید جدی علیه امنیت تنگه هرمز، مستقیماً امنیت انرژی و ثبات اقتصادی چین، هند، ژاپن و کره جنوبی را با خطر مواجه میکند. به همین دلیل، این کشورها در عمل انگیزه چندانی برای همراهی کامل با راهبرد «فشار حداکثری» آمریکا ندارند و همواره تلاش کردهاند روابط اقتصادی خود با ایران را در چارچوبی حفظ کنند که منافع ملی آنها را تأمین نماید.

نتیجهگیری
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در تنگه هرمز، ظرفیت قابلتوجهی برای اثرگذاری بر امنیت انرژی جهانی ایجاد کرده است. این مسئله سبب شده که سیاست «فشار حداکثری» آمریکا با محدودیتهای ساختاری مواجه شود. وابستگی اقتصاد جهانی (بویژه اقتصادهای آسیایی) به نفت و گاز عبوری از این آبراه و نبود مسیرهای جایگزین عملی، به ایران این امکان را میدهد که با تکیه بر تهدید مختلسازی این گلوگاه، هزینههای تحریمها را به طرز چشمگیری افزایش دهد.
اگرچه تحریمهای اقتصادی آمریکا فشارهای گستردهای بر اقتصاد ایران وارد کرده است، اما بازدارندگی ژئواکونومیک مبتنی بر تنگه هرمز، یک «توقفگاه راهبردی (Strategic Stop) » در برابر تشدید نامحدود این فشارها ایجاد کرده است. بحران سال ۲۰۲۶ بهخوبی نشان داد که حتی اختلال موقت در این آبراه میتواند قیمتهای جهانی انرژی را به سطوحی بیسابقه برساند و خسارات سنگینی به اقتصاد کشورهای مصرفکننده، از جمله متحدان آمریکا، وارد آورد. در نتیجه، تنگه هرمز برای ایران صرفاً یک آبراه جغرافیایی نیست، بلکه ابزاری راهبردی در موازنه قدرت منطقهای و جهانی محسوب میشود. تا زمانی که اقتصاد جهانی به انرژی خلیجفارس وابسته باشد، تنگه هرمز یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی ایران در برابر نظم تحریمی ایالاتمتحده باقی خواهد ماند.///
1- International Energy Agency [IEA], 2026, p. 1; U.S. & Energy Information Administration [EIA], 2026,c, para.1
2- Mackinder, 1904, p. 421; Mahan, 1890, p. 25
منابع
1.International Energy Agency (IEA). (2026). Strait of Hormuz Factsheet. https://databoks.katadata.co.id/en/energy/statistics/69a939dd3cc41/oil-shipping-destination-areas-via-the-strait-of-hormuz-in-2025.
2.International Monetary Fund (IMF). (2025, July). World Economic Outlook Update. https://www.tehrantimes.com/print/516234/IMF-doubles-Iran-s-2025-growth-forecast-despite-12-day-war-with.
3.Luttwak, E. N. (1990). From Geopolitics to Geo-economics: Logic of Conflict, Grammar of Commerce. The National Interest, 20, 17-23.
4.ackinder, H. J. (1904). The Geographical Pivot of History. The Geographical Journal, 23(4), 421–437.
5.Mahan, A. T. (1890). *The Influence of Sea Power upon History, 1660-1783*. Little, Brown and Company.
6.U.S. Energy Information Administration (EIA). (2026a, May 12). *Short-Term Energy Outlook (May 2026)*. https://www.eia.gov/outlooks/steo/report/ (See sections: “Crude oil price forecast,” “Notable Forecast Changes”).
7.U.S. Energy Information Administration (EIA). (2026b, May 12). EIA updates forecast amid continued Mideast disruption; will publish new energy security datasets (Press Release No. 588). https://www.eia.gov/pressroom/releases/press588.php .
8.U.S. Energy Information Administration (EIA). (2026c, May 13). Oil flows through Strait of Hormuz fall nearly 30% in first quarter: EIA. https://azertag.az/en/xeber/4187695.