رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان فرش دستباف ایران
/// فرش دستباف ایران که روزگاری یکی از شناختهشدهترین نمادهای هنر و هویت ایرانی در بازارهای جهانی بود، امروز با مجموعهای از چالشهای اقتصادی و ساختاری روبهروست؛ از کاهش صرفه اقتصادی بافندگان و افزایش خواب سرمایه تولیدکنندگان تا تحریم، محدودیتهای بانکی و از دست رفتن بازارهای مهم صادراتی. در این میان، کاهش ورود نسل جوان و فاصله دانشگاه و صنعت، نگرانیها درباره آینده این صنعت را دوچندان کرده است. با این حال، ایران همچنان از نظر اصالت، تنوع طرح، کیفیت بافت و اعتبار تاریخی، مزیتی کمنظیر دارد. علانور توکلی، رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان فرش دستباف ایران، در این گفتوگو از چالشهای امروز فرش ایران، ضرورت اصلاح سیاستگذاری و مسیر بازگشت این صنعت به جایگاه جهانی خود میگوید.
صرفه اقتصادی برای گروههای دستاندرکار صنعت فرش دستباف را چطور ارزیابی میکنید؟
امروز وضعیت بافنده، تولیدکننده، صادرکننده و فروشنده یکسان نیست. در حلقه نخست، یعنی بافندگان، صرفه اقتصادی به پایینترین سطح خود در چند دهه اخیر رسیده است. افزایش قیمت مواد اولیه، رشد دستمزدها، نبود بیمه فراگیر و کاهش سفارش باعث شده بسیاری از بافندگان، بویژه نسل جوان این حرفه را ترک کنند.
در وضعیت تولیدکننده نیز سرمایه در گردش بهشدت افزایشیافته است. فرش دستباف کالایی نیست که ظرف چند هفته تولید و فروخته شود؛ گاهی از طراحی تا فروش یکتخته فرش نفیس بیش از دو سال زمان لازم است. در اقتصادی با تورم بالا و نرخ بالای تأمین مالی، چنین دورهی خواب سرمایهای، عملاً بازده اقتصادی را کاهش میدهد.
اما بیشترین آسیب متوجه صادرات است. امروز صادرکننده ایرانی علاوه بر رقابت با تولیدکنندگان سایر کشورها، با موانعی مانند تحریم، محدودیتهای بانکی، افزایش هزینه حملونقل، مشکلات بیمه و پیمانسپاری ارزی مواجه است. فرش دستباف کالایی سفارشی و هنری است؛ فروش آن ممکن است ماهها یا حتی سالها طول بکشد، بنابراین اعمال همان مقررات ارزی که برای کالاهای صنعتی یا پتروشیمی تدوینشده، با ماهیت این صنعت سازگار نیست. از سوی دیگر، خروج فرش ایران از بازار آمریکا پس از بازگشت تحریمها، ضربهای سنگین به صادرات وارد کرد. آمریکا یکی از مهمترین بازارهای فرش دستباف ایران بود و حذف آن نهتنها درآمد ارزی را کاهش داد، بلکه جایگاه برند ایران را نیز تضعیف کرد. این خلاء توسط کشورهایی مانند هند، پاکستان و نپال تا حد زیادی پر شد.
بنابراین، اگر هزینههای مبادله کاهش یابد، محدودیتهای ارزی اصلاح شود و دسترسی به بازارهای جهانی تسهیل گردد، فرش دستباف همچنان یکی از سودآورترین صنایع صادرات محور ایران خواهد بود.
ارزیابی شما از قدرت بازار داخلی در حمایت از فرش دستباف چیست؟
واقعیت این است که بازار داخلی دیگر توان حفظ این صنعت را ندارد. درگذشته فرش دستباف یکی از اقلام اصلی سبد خانوار ایرانی بود، اما امروز کاهش قدرت خرید، کوچکتر شدن واحدهای مسکونی، تغییر سبک زندگی و گسترش کفپوشهای صنعتی باعث کاهش تقاضا شده است. از طرف دیگر، ما نتوانستهایم مفهوم فرش دستباف را از یک کالای مصرفی به یک دارایی هنری و سرمایهای تبدیل کنیم. در بسیاری از کشورها، خرید فرش ایرانی نوعی سرمایهگذاری فرهنگی محسوب میشود، اما در داخل کشور چنین نگرشی کمتر تقویتشده است. به همین دلیل، بازار داخلی میتواند بخشی از تولید را جذب کند، اما هرگز جایگزین صادرات نخواهد شد. اگر سهم صادرات در این صنعت افزایش نیابد، امکان بازگشت به دوران طلایی وجود ندارد.
به نظر شما تحصیلات دانشگاهی درزمینهی فرش دستباف چه نتایجی به بار آورده است؟
ایجاد رشتههای دانشگاهی فرش یکی از اقدامات ارزشمند کشور بوده است، اما میان دانشگاه و صنعت هنوز فاصله قابلتوجهی وجود دارد. ما متخصص طراحی، رنگرزی، مرمت و پژوهش تربیتکردهایم، اما کمتر توانستهایم متخصص تجارت جهانی فرش، مدیریت برند، بازاریابی دیجیتال، اقتصاد هنر و مدیریت زنجیره تأمین تربیت کنیم.
امروز صنعت فرش به دانش میانرشتهای نیاز دارد. فارغالتحصیل این حوزه باید علاوه بر شناخت فرش، با تجارت بینالملل، هوش مصنوعی، تحلیل داده، سلیقه مصرفکننده جهانی و تجارت الکترونیک نیز آشنا باشد. اگر دانشگاهها پایاننامههای خود را بر اساس نیازهای واقعی صنعت تعریف کنند و بخش خصوصی در این فرایند مشارکت داشته باشد، نتایج بسیار متفاوت خواهد بود.
فرصتها و چالشهای حوزه منابع انسانی در صنعت فرش دستباف کشور بویژه جایگاه نسل جوان را چگونه توضیح میدهید؟
بزرگترین تهدید صنعت فرش، کمبود مواد اولیه نیست؛ بلکه از دست رفتن سرمایه انسانی است. متوسط سن بسیاری از استادکاران، طراحان و رنگرزان افزایشیافته و نرخ ورود نیروهای جوان به این حرفه بسیار پایین است. این موضوع تنها ناشی از تغییر نگرش نسل جدید نیست، بلکه نتیجه کاهش جذابیت اقتصادی این صنعت است. تا زمانی که درآمد، بیمه و امنیت شغلی بافندگان اصلاح نشود، نمیتوان انتظار داشت جوانان این حرفه را انتخاب کنند.
در مقابل، نسل جدید میتواند در حوزههایی مانند طراحی نوین، فروش آنلاین، بازاریابی دیجیتال، برندسازی، استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل بازار و ارتباط مستقیم با مشتریان جهانی نقش تعیینکنندهای داشته باشد. به اعتقاد من، آینده فرش ایران در تلفیق تجربه استادکاران قدیمی با دانش نسل جدید شکل خواهد گرفت.
برای گذار از وضعیت بحرانی این صنعت و دستیابی به دوره طلایی آن، چه باید کرد؟
به باور من، صنعت فرش بیش از آنکه به حمایت مالی نیاز داشته باشد، به اصلاح سیاستگذاری نیاز دارد:
نخست ، پیمانسپاری ارزی فرش دستباف باید متناسب با ماهیت این صنعت بازنگری شود. نمیتوان کالایی را که فروش آن ممکن است ماهها یا سالها زمان ببرد، با همان قواعد کالاهای صنعتی مدیریت کرد،
دوم، باید دیپلماسی اقتصادی فعال برای بازگشت به بازارهای سنتی مانند آمریکا، اروپا، ژاپن و همزمان توسعه بازارهای نوظهور در کشورهای عربی، شرق آسیا و آمریکای لاتین دنبال شود،
سوم، مسئله FATF و محدودیتهای بانکی، حتی فراتر از تحریمها، هزینه تجارت را افزایش داده است. بسیاری از خریداران خارجی تمایل به همکاری دارند، اما انتقال پول و تسویه مالی به مانعی جدی تبدیلشده است. تا زمانی که این هزینههای مبادله کاهش نیابد، رقابتپذیری صادرکنندگان ایرانی محدود خواهد ماند،
چهارم ،ایجاد برند ملی فرش ایران ضروری است. امروز بسیاری از فرشهایی که در بازارهای جهانی عرضه میشوند، با الهام از نقشهها و هویت ایرانی تولیدشدهاند، اما سهم بازار به نام کشورهای دیگر ثبت میشود،
پنجم ،بیمه بافندگان باید بهعنوان یک سرمایهگذاری ملی دیده شود، نه یک هزینه. اگر بافنده از چرخه تولید خارج شود، بازگرداندن آن مهارت و تجربه بسیار دشوار و پرهزینه خواهد بود،
ششم،حضور مؤثر در نمایشگاههای معتبر، توسعه فروش دیجیتال، ایجاد پلتفرمهای بینالمللی و حمایت از برندهای ایرانی باید به اولویت سیاستگذاری تبدیل شود.
در پایان چه نکاتی را لازم میدانید که اضافه فرمایید؟
فرش دستباف ایران صرفاً یک کالای صادراتی نیست؛ یکی از معدود برندهای جهانی است که بدون نیاز به معرفی، نام ایران را در ذهن مردم جهان تداعی میکند. نگرانی من تنها کاهش صادرات نیست؛ نگرانی اصلی از دست رفتن تدریجی مرجعیت ایران در صنعت فرش جهان است. اگر امروز برای حفظ این مزیت تاریخی، تصمیمهای جسورانه و کارشناسی گرفته نشود، رقبا جای خالی ما را بهطور کامل پر خواهند کرد. بااینحال، آینده را همچنان امیدوارکننده میدانم. ایران هنوز ازنظر اصالت، تنوع طرح، کیفیت بافت، نیروی انسانی و اعتبار تاریخی بیرقیب است. اگر دولت، بخش خصوصی، دانشگاهها و تشکلهای تخصصی در کنار یکدیگر قرار گیرند و موانع ساختاری تجارت برطرف شود، بازگشت فرش ایران به جایگاه نخست جهان کاملاً دستیافتنی است. این هدف نیازمند برنامهای پایدار، فراتر از دورههای کوتاه مدیریتی و مبتنی بر اجماع ملی است. ///

