عضو کمیته ثبت جهانی معاونت میراث فرهنگی وزارت میراث فرهنگی

/// در زمانه جنگ تحمیلی اخیر موضوع حفاظت از میراث فرهنگی و آثار تاریخی آسیبدیده آن از سوی نهادهای بینالمللی بارها در رسانهها مطرح شدهاست بویژه آنکه آثاری نظیر میراث جهانی کاخ گلستان تهران و مجموعه چهلستون اصفهان نیز در زمره این آثار آسیبدیده بودند؛ آثاری که بهموجب کنوانسیون ۱۹۷۲ یونسکو در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبتشده و طبیعتاً اطلاعات مکانی و جغرافیایی آنها سالها است که بر روی سایت رسمی یونسکو درج و همگان از شرایط تاریخی و فرهنگی این آثار مطلع میباشند.
میدانیم که در دورههای عالی فرماندهی نظامی برای مثال در ایران در دوره آموزش فرماندهی ستاد (دافوس) به فرماندهان نظامی آموزش داده میشود که آثار تاریخی و فرهنگی بویژه آثار ثبتشده ذیل كنوانسیون 1972 یونسكو در زمان تخاصمات مسلحانه، بهموجب کنوانسیون ۱۹۵۴ یونسکو (کنوانسیون لاهه) و اساسنامه دیوان بینالمللی دادگستری (اساسنامه رم) نباید مورد هجمه و تعرض قرار گیرند؛ اما پرسش اساسی این است که چگونه باوجود چنین اسناد و سازوکارهای بینالمللی، همچنان در زمانه جنگها شاهد تعرض به میراث تاریخی و فرهنگی کشورها هستیم؟ و نقش نهادهای بینالمللی در این زمینه چیست؟
پاسخ به این پرسش را باید در مجموعهای از عوامل حقوقی، سیاسی و عملی جستوجو کرد: نخست آنکه، باوجود نقش محوری یونسکو و دیوان بینالمللی دادگستری، باید بپذیریم نظام حقوق بینالملل از ضمانت اجرای گسترده و قدرتمند در تمامی اركان برخوردار نیست. درواقع، اجرای این قواعد تا حد زیادی به اراده دولتها وابسته است و در بسیاری از موارد، سازوکارهای تنبیهی موجود یا کافی نیستند یا با محدودیتهای سیاسی مواجهند. شاهد بودیم كه برای مثال باوجود پیگرد قضایی نخستوزیر رژیم صهیونیستی از سوی دیوان لاهه، دولت فعلی آمریكا بهجای تمكین بهحکم دیوان، قاضی صادركننده حكم را مورد تحریم قرارداد؛ به عبارتی احكام نهادهایی مانند دیوان کیفری بینالمللی تنها در چارچوب و حوزه اختیاراتی مشخص قابلیت اعمال پیداکرده است. به همین روست كه پس از گذشت هفتادسال از تصویب كنوانسیون 1954 تنها شاهد یك مورد محكومیت قضایی منجر به حبس، آنهم مربوط به یك شخصیت غیردولتی، یعنی رهبر افراطیان تخریبگر آرامگاههای تاریخی تیمبوکتو در مالی هستیم و در موارد دیگر نظیر تخریب گسترده آثار تاریخی در غزه، بامیان و پالمیرا عملاً پیگرد قضایی خاصی صورت نگرفته و نتیجه درخوری نیز تاكنون حاصل نیامده است.
از سویی میدانیم كه متن كنوانسیون 1954 نیز در عمل به متنی كلی با امكان سوءاستفاده بدل شده است بویژه آنجا که كنوانسیون مذكور تعرض به میراث فرهنگی طرفین تخاصم را درصورتیکه آن مكان «هدف نظامی» نباشد ممنوع كرده است، لذا در شرایط مخاصمه مسلحانه، این مفهوم و توجیه «ضرورت نظامی» عموماً بهعنوان توجیهی برای نادیده گرفتن تعهدات بینالمللی مورد استناد قرار میگیرد و عملاً تفسیر موسع یا سوءاستفاده از این مفهوم به تضعیف حمایت از میراث فرهنگی در زمانههای جنگ انجامیده است، هرچند پروتكلهای حقوقی كنوانسیون 1954 تلاش كردهاند تا حدودی این ابهامات را رفع نمایند، لیكن در عمل به دلیل عدم پیوستن كشورها به اجرای این پروتكلها نتیجه حقوقی درخوری از این كنوانسیون به دست نمیآید.
بااینحال در شرایط پیچیده قدرت در نظام بینالملل، تنها راهكار غیرنظامی موجود برای صیانت از میراث بشری همین کنوانسیونهای بینالمللی است، اما بهرهمندی از همین سازوكار حقوقی و تحقق کامل اهداف آنها مستلزم موارد دیگری است كه ازجمله آنها ارتباطگیری مؤثری با دبیرخانه كنوانسیون 1954 از سوی مقامات مسئول در شرایط صلح و غیر بحرانی و همچنین تداوم تلاشها برای افزایش ثبت پهنههای تاریخی و فرهنگی كشور در فهرست میراث جهانی یونسكو است. بدیهی است هر چقدر پهنههای میراث جهانی كشور فزونی یابد و ارتباطات فرهنگی و بینالمللی درزمینه دو كنوانسیون مذكور افزایش یابد امكان بهرهگیری از ظرفیت فرهنگی و نه الزاماً حقوقی این كنوانسیونها و نهادهای حقوقی بینالمللی فزونی خواهد یافت. در این ارتباط یادآوری مخالفتهای صورت گرفته از سوی برخی از محافل داخلی در خصوص ثبت جهانی راهآهن سراسری ایران خالی از فایده نیست؛ بهوضوح مشاهده شد بازتاب خبری تعرض به میراث جهانی راهآهن سراسری در زمان حملات دشمن صهیونی ـ آمریكایی چه میزان نسبت به تعرض به دیگر زیرساختهای كشور گسترده بوده و مورد محكومیت قرار گرفت.
باید متذكر شد ساختار كلی نهادهای بینالمللی در حوزه فرهنگ و میراث فرهنگی باهدف ترویج صلح، کاهش تنشها و ایجاد زمینههای بازسازی و آشتی تعریف شدهاست. در این میان، نقش یونسکو بهعنوان مهمترین نهاد تخصصی بینالمللی در این حوزه، برجستهتر از سایرین است. بااینحال، بررسی عملکرد این سازمان نشان میدهد که رویکرد آن در قبال مخاصمات مختلف، همواره یکسان و یکنواخت نبوده است؛ برای مثال، در جریان جنگ میان روسیه و اوکراین، یونسکو مواضعی نسبتاً صریح در حمایت از اوکراین اتخاذ کرد؛ ازجمله تعویق و جابهجایی محل برگزاری نشست کمیته میراث جهانی یونسکو که قرار بود در خاک روسیه برگزار شود و درنهایت به مکان دیگری منتقل شد. این اقدام عملاً نشانهای از اتخاذ موضعی فراتر از بیطرفی صرف تلقی شد، درحالیکه در مقابل، در جریان برخی مخاصمات دیگر، ازجمله درگیریهای مرتبط با جنگ بوسنی، این سازمان تلاش کرد نقش میانجیگرایانهتری ایفا کند و از ورود مستقیم به جانبداری سیاسی پرهیز نماید.
این تفاوت رویکرد، نشاندهنده تأثیر ملاحظات سیاسی، ساختار قدرت در نظام بینالملل و سوابق ارتباطات سیاسی و فرهنگی پیش از ورود به بحرانها و البته فشار افکار عمومی جهانی و جامعه نخبگانی بر نحوه عملكرد یونسكو میباشد. در خصوص مخاصمات اخیر و آسیبهای وارده به میراث فرهنگی ایران نیز به نظر میرسد بیانیهها و مواضع صادرشده از سوی نهادهای بینالمللی، از صراحت و شدت کمتری برخوردار بوده و بیشتر بر کلیات حمایت از میراث فرهنگی تأکید داشتهاند تا محکومیت مشخص یکطرف درگیر. در همین راستا با توجه به این سابقه، بعید به نظر میرسد که کمیته میراث جهانی یونسکو در نشست پیشرو ـ یعنی چهلوهشتمین اجلاس کمیته میراث جهانی که در ماه جولای 2026 در شهر بوسان كره برگزار میشود. بیانیهای صریح و مشخص علیه متخاصمان آمریكایی و صهیونی در قبال آسیب به میراث جهانی ایران صادر نماید، درصورتیکه در اجلاس 2024 بیانیههایی با ادبیات نسبتاً تند در انتقاد از اقدامات نظامی روسیه در شهر تاریخی ادسا اوكراین از سوی كمیته میراث جهانی صادر شد، البته مواضعی ازایندست از سوی كمیته میراث جهانی یونسكو علیه جنایات فرهنگی اسرائیل در فلسطین نیز صادر گردیده كه همگی نشان میدهد نقش افكار عمومی و ارتباطات بینالملل در این زمینه به چه میزان حائز اهمیت است. شهر تاریخی ادسا در كوران حملات روسیه، مستقیماً توسط رییسجمهور فعلی اوكراین برای ثبت در فهرست یونسكو معرفی و خارج از نوبت در فهرست میراث جهانی ثبت گردید.
نكته دیگر كه لازم است بهآن اشاره شود نقش حمایت مالی یونسكو برای پاسداری از میراث فرهنگی كشورها در زمانه بحرانها است. برخلاف تصور عمومی، خود یونسکو بهطورمعمول نهاد تأمینکننده مستقیم اعتبارات مرمت و بازسازی آثار جهانی نیست یا نقش آن در این زمینه محدود است و در بسیاری از موارد، یونسکو بیشتر نقش هماهنگکننده، تسهیلگر و ناظر فنی را ایفا میکند و تأمین مالی پروژههای بازسازی عمدتاً از طریق مشارکت دولتها و نهادهای بینالمللی دیگر صورت میگیرد. برای مثال، پروژه بازسازی مرکز تاریخی موصل پس از تخریبهای گسترده، با همکاری یونسکو و با مشارکت مالی کشورهایی مانند امارات متحده عربی اجرا شد. همچنین در برخی موارد، کشورهایی مانند ژاپن از طریق کمکهای داوطلبانه و همکاریهای توسعهای در حفاظت و مرمت میراث فرهنگی در کشورهای مختلف مشارکت داشتهاند. از سوی دیگر، در ارزیابیهای بینالمللی، کشورهایی مانند ایران همچنان بهعنوان کشورهایی با ظرفیتهای قابلتوجه اقتصادی و علمی شناخته میشوند؛ درنتیجه، الگوی تعاملات فرهنگی و میراثی با کشورهایی همچون ایران، معمولاً در قالب کمکهای بلاعوض و یکطرفه تعریف نمیشود، بلکه بیشتر به سمت همکاریهای مشترک علمی، فنی و پروژهمحور از طریق یونسکو و سایر نهادهای بینالمللی متمایل است. به همین دلیل، در بسیاری از موارد، دولتها و مؤسسات خارجی علاقمندند از طریق چارچوبهای یونسکو در پروژههای علمی، آموزشی و مرمتی در ایران مشارکت داشته باشند؛ بهگونهای که این همکاریها بیشتر ماهیت مشارکت تخصصی و انتقال دانش دارد تا کمکهای صرفاً مالی یا بلاعوض. این الگو نشان میدهد که در حوزه میراث فرهنگی، روابط بینالمللی عمدتاً بر پایه تعامل، تخصص و منافع مشترک علمی شکل میگیرد، نه صرفاً حمایت مالی یکسویه.
در جمعبندی و توصیههای سیاستی و اجرایی در حوزه حفاظت و بازسازی میراث فرهنگی پس از جنگ اخیر و تأکید بر ضرورت بازسازی فیزیکی و مرمت آثار آسیبدیده، توجه به بعد فرهنگی و آموزشی رویدادهای اخیر است. در این راستا، بهرهگیری از گردشگری جنگ بهعنوان یک ابزار قدرتمند میتواند به معرفی و حفاظت از اماکن آسیبدیده و بازسازیشده کمک کند. ایجاد فضاهای موزهای و مراکز بازدید در مناطق جنگی یا بحرانزده، علاوه بر حفظ و نگهداری از آثار، بویژه در دوران پس از جنگ، فرصتهای مهمی برای بازخوانی تاریخ و فرهنگ در این اماكن فراهم میآورد. این نوع از گردشگری نهتنها به توسعه گردشگری این اماكن خواهد انجامید، بلکه بهعنوان یک راهکار آموزشی و فرهنگی میتواند نقش مهمی در آگاهیبخشی به نسلهای آینده ایفا کند امری كه از طریق توسعه روایتگری در این اماکن بهعنوان یک ابزار مهم در گردشگری جنگ مورداستفاده قرار میگیرد. ///