عضو هیأت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان و بنیانگذار پلتفرم «راگسِر»
/// فرش دستباف ایران تنها یک کالای اقتصادی نیست، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و هنری کشور محسوب میشود. بااینحال، این هنر-صنعت در سالهای اخیر با چالشهایی همچون کاهش تولید، افت صادرات، فاصله گرفتن نسل جوان از این حرفهی هنری و ضعف در بهرهگیری از فناوریهای نوین روبهرو بوده است. از سوی دیگر، دانشگاهها نیز همواره به دنبال آن بودهاند که نقش خود را از آموزش صرف فراتر برده و به بستری برای خلق فناوری، کارآفرینی و حل مسائل صنعت تبدیل شوند. برای درک ابعاد این چالش کافی است به آمار صادرات نگاه کنیم: ارزش صادرات فرش دستباف ایران در سال ۱۴۰۳ حدود 7/41 میلیون دلار اعلامشده است که در مقایسه با سال 1389 که صادرات فرش ایران 556 میلیون دلار بوده، افت شدید بازار صادراتی فرش ایران مشهود است.
در همین راستا، با دکتر رسول پروان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان، پژوهشگر حوزه فرش دستباف و بنیانگذار پلتفرم «راگسر»، درباره نقش دانشگاه در آینده صنعت فرش، ظرفیتهای اشتغال دانشجویان و همچنین معرفی این پلتفرم نوآور گفتوگو کردهایم.
بسیاری معتقدند میان دانشگاه و صنعت فرش دستباف فاصله وجود دارد. این فاصله را چگونه ارزیابی میکنید و برای کاهش آن، چه باید کرد؟
واقعیت این است که در سالهای گذشته ارتباط دانشگاه و صنعت فرش، بیش از آنکه یک ارتباط نظاممند و مستمر باشد، به همکاریهای موردی محدودشده است. دانشگاه تحقیقات ارزشمندی انجام میدهد، اما بخش قابلتوجهی از این پژوهشها به دلیل نبود سازوکار مناسب، کمتر به مرحله اجرا و بهرهبرداری در صنعت میرسند. از سوی دیگر، فعالان اقتصادی نیز گاهی از ظرفیت علمی دانشگاهها اطلاع کافی ندارند و مسائل خود را به مراکز علمی ارجاع نمیدهند.
در کشور، 11 دانشگاه رشته کارشناسی فرش دارند و 5 دانشگاه در مقطع کارشناسی ارشد فرش دانشجو جذب میکنند. با وجود چنین ظرفیتی در دانشگاههای کشور، برای کاهش این فاصله باید تعریف جدیدی از همکاری میان دانشگاه و بخش خصوصی ارائه شود. پایاننامهها و رسالههای تحصیلات تکمیلی باید بر اساس نیازهای واقعی صنعت تعریف شوند؛ دانشجویان در قالب دورههای کارآموزی و پروژههای مشترک در کنار تولیدکنندگان و صادرکنندگان قرار گیرند؛ و دانشگاه نیز با ایجاد هستههای فناور و شرکتهای دانشبنیان، مسیر تبدیل ایده به محصول و خدمت را هموار کند. به اعتقاد من، دانشگاه زمانی موفق خواهد بود که خروجی آن تنها مقاله علمی نباشد، بلکه بتواند مسئلهای از صنعت را حل کند، ارزش اقتصادی ایجاد نماید و به اشتغال دانشآموختگان کمک کند.
حالا که دانشگاه با فهم نیازهای واقعی تولید و تجارت فرش پا پیش گذاشته است، صنعت با چه چالشهایی در این پیوستگی روبهرو است تا ظرفیت علمی را به ارزش اقتصادی تبدیل کند؟
یکی از مهمترین چالشها، اعتماد متقابل است. دانشگاه و صنعت باید یکدیگر را بهعنوان شریک توسعه ببینند، نه دو مجموعه جدا از هم. صنعت باید اطمینان داشته باشد که دانشگاه میتواند برای مسائل واقعی آن راهحل ارائه کند و دانشگاه نیز باید با واقعیتهای اقتصادی و محدودیتهای بنگاهها آشنا باشد.
چالش دوم، مسئله تأمین مالی پروژههای مشترک است. بسیاری از ایدههای خوبی که در دانشگاه شکل میگیرند، برای تبدیلشدن به محصول یا خدمت به سرمایه اولیه نیاز دارند. اگر این مرحله حمایت نشود، ایده در همان مرحله پژوهش باقی میماند؛ بنابراین باید باور داشته باشیم تأمین مالی پروژههای مشترک دانشگاه و صنعت، سرمایهگذاری برای ایجاد تولیدات جدید و بازار جدید هستند، نه صرفاً هزینه پژوهشی.
چالش دیگر، زمان و سرعت تصمیمگیری است. صنعت نمیتواند برای حل یک مسئله اقتصادی مدت طولانی منتظر بماند؛ بنابراین پروژههای دانشگاه و صنعت باید دارای زمانبندی، خروجی مشخص و مسئولیت روشن باشند.
در صنعت فرش، یک موضوع دیگر نیز اهمیت زیادی دارد و آن پراکنده بودن ساختار تولید و فعالان بازار است. ما با یک صنعت بزرگ اما متشکل از تعداد زیادی تولیدکننده، بافنده، فروشگاه و مالک فرش مواجه هستیم؛ بنابراین برای اینکه ظرفیت دانشگاه به ارزش اقتصادی تبدیل شود، به یک شبکه ارتباطی و زیرساخت مناسب نیاز داریم.
من فکر میکنم راهحل این است که پروژههای مشترک دانشگاه و صنعت، از ابتدا با یک سؤال مشخص آغاز شوند: «این پروژه قرار است چه مسئلهای را حل کند و چه ارزش اقتصادی ایجاد کند؟» اگر پاسخ این سؤال روشن باشد، مسیر پژوهش، فناوری و سرمایهگذاری نیز مشخصتر خواهد شد. این نگاه بویژه در وضعیتی که صادرات بهشدت کاهشیافته، اهمیت دوچندانی پیدا میکند؛ یعنی هر راهکار دانشگاهی که بتواند حتی بخشی از مشکلات تولید و تجارت را حل کند، میتواند قابلتوجه باشد.
تجربهی «راگسِر» نمونهای از همین رویکرد است. مسئله از یک نیاز واقعی در بازار فرش آغاز شد؛ یعنی ضرورت ایجاد اعتماد نسبت به اصالت و هویت فرش. سپس تلاش شد این نیاز با دانش تخصصی فرش و ظرفیت فناوری اطلاعات پاسخ داده شود و نتیجهی آن ایجاد مرکزی برای صدور شناسنامه و بستری برای تجارت فرش دستباف باشد. درواقع، هدف این بوده است که دانش تخصصی فرش از سطح نظریه و کارشناسی، وارد یک خدمت اقتصادی قابلاستفاده در بازار شود.

دانشگاهها چگونه میتوانند در احیای جایگاه جهانی فرش دستباف ایران نقشآفرینی کنند؟
فرش دستباف امروز تنها با تکیه بر پیشینهی تاریخی خود نمیتواند در بازارهای جهانی رقابت کند. بازار جهانی تغییر کرده و مشتریان امروز به دنبال شفافیت، اصالت، هویت کالا، خدمات پس از فروش و دسترسی آسان به اطلاعات هستند. این دقیقاً همان نقطهای است که دانشگاه میتواند وارد عمل شود.دانشگاهها میتوانند با پژوهش در حوزه بازاریابی بینالمللی، اقتصاد فرش، فناوری اطلاعات، هوش مصنوعی، تجارت الکترونیک، شناسنامهدار کردن فرش دستباف، برندسازی و تحلیل بازارهای هدف، ابزارهای جدیدی در اختیار فعالان این صنعت قرار دهند. همچنین تربیت نیروی انسانی متخصص در حوزههای میانرشتهای، مانند فرش و فناوری اطلاعات یا فرش و مدیریت بازرگانی، میتواند مزیت رقابتی جدیدی برای این صنعت ایجاد کند.
اهمیت این موضوع در اقتصاد دیجیتال بسیار جدی است. بر اساس گزارش UN Trade and Development، ارزش صادرات دیجیتالیِ سفارش دادهشده در ۴۳ اقتصاد مورد بررسی در سال ۲۰۲۱ حدود 5/2 تریلیون دلار برآورد شده که معادل حدود ۱۳ درصد کل صادرات کالا و خدمات آنها بوده است؛ این ارقام نشان میدهد که تجارت دیجیتال دیگر یک ابزار جانبی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت تجارت جهانی است.
دانشگاه چه نقشی میتواند در آینده صنعت فرش دستباف ایفا کند؟
اگر بخواهیم آینده فرش دستباف را ترسیم کنیم، بدون تردید دانشگاه یکی از ارکان اصلی آن خواهد بود. امروز دیگر آموزش فرش نباید صرفاً به طراحی نقشه، رنگرزی یا شناخت بافت محدود شود. صنعت فرش نیازمند متخصصانی است که علاوه بر دانش هنری، با اقتصاد، تجارت الکترونیک، بازاریابی دیجیتال، فناوری اطلاعات، برندینگ و صادرات نیز آشنا باشند. دانشگاه شهید باهنر کرمان سالهاست در تربیت نیروهای متخصص حوزه فرش فعالیت میکند و دانشجویان این رشته از ظرفیت علمی بالایی برخوردارند، اما مهمتر از آموزش، ایجاد ارتباط واقعی میان دانشگاه و بازار کار است؛ زیرا اگر دانشجو آینده شغلی روشنی پیش روی خود نبیند، انگیزهای برای ورود به این رشته نخواهد داشت.
به نظر شما مهمترین راهکار برای اشتغال دانشجویان رشته فرش چیست؟
به نظر میآید باید نگاه سنتی به اشتغال در حوزه فرش تغییر کند. بسیاری تصور میکنند فارغالتحصیل فرش تنها میتواند در کارگاه تولید یا طراحی فعالیت کند؛ درحالیکه امروز دهها حوزه جدید در این صنعت ایجادشده است. کارشناسی و ارزیابی فرش، صدور شناسنامه، تولید محتوای تخصصی، عکاسی حرفهای فرش، فروش اینترنتی، مدیریت شبکههای اجتماعی، مشاوره صادرات، برندینگ، طراحی سامانههای هوشمند و تحلیل بازار، همگی فرصتهای شغلی جدیدی هستند که دانشجویان میتوانند در آنها فعالیت کنند. اگر دانشگاه بتواند دانشجویان را در قالب پروژههای واقعی وارد این حوزهها کند، بسیاری از آنان پیش از فارغالتحصیلی صاحبتجربه و حتی کسبوکار خواهند شد.
با وجود تعداد قابلتوجه دانشآموختگان دانشگاهی در حوزه فرش، چرا اثرگذاری دانشگاه در حل مسائل فرش محدود است؟ در اینجا این سؤال نیز مطرح است که مهمترین الگوی همافزایی اثربخش میان دانشگاه، صنعت و سیاستگذار چیست؟
مسئله اصلی در اثربخشی فارغالتحصیلان دانشگاه در حل مسائل فرش، نحوه اتصال این دانش به مسائل واقعی صنعت است. ما در حوزه فرش نیروهای دانشگاهی و دانشآموختگان توانمندی داریم، اما همیشه سازوکاری وجود نداشته که این ظرفیت علمی را بهصورت مستمر و هدفمند در اختیار صنعت قرار دهد. بخشی از این مسئله به ساختار آموزش دانشگاهی بازمیگردد. اگر دانشجو در دوران تحصیل عمدتاً با مباحث نظری مواجه باشد و کمتر با مسائل واقعی تولید، فروش، صادرات، قیمتگذاری، بازاریابی و نیازهای مصرفکننده ارتباط داشته باشد، طبیعی است که بعد از فارغالتحصیلی برای ورود به فضای واقعی کسبوکار با مشکلاتی مواجه شود. از طرف دیگر، صنعت نیز باید مطالبهگر دانش و فناوری باشد. تولیدکننده و فعال اقتصادی نباید دانشگاه را صرفاً محلی برای تربیت نیروی انسانی بداند، بلکه میتواند مسائل خود را به دانشگاه منتقل کند و از ظرفیت استادان و دانشجویان برای حل آنها استفاده کند. در این میان، سیاستگذار نقش حلقه واسط و تسهیلگر را دارد. اگر دانشگاه و صنعت را دو ضلع یک مثلث بدانیم، ضلع سوم یعنی سیاستگذار باید شرایطی ایجاد کند که این دو ضلع بتوانند با هزینه کمتر و انگیزه بیشتر با یکدیگر تعامل کنند.
به اعتقاد من، الگوی مطلوب، حرکت از «ارتباط موردی» به «همکاری مسئله محور» است؛ یعنی صنعت یک مسئله واقعی را مطرح کند، دانشگاه دانش و نیروی انسانی را برای حل آن در اختیار بگذارد و سیاستگذار نیز ابزارهای حمایتی، مالی، قانونی و زیرساختی لازم را فراهم کند. اگر چنین مدلی شکل بگیرد، دانشجو همزمان با تحصیل با یک مسئله واقعی کار میکند، استاد درگیر حل مسئله صنعت میشود و بخش خصوصی نیز نتیجهی این همکاری را در قالب محصول، فناوری، کاهش هزینه یا ایجاد بازار جدید دریافت میکند. در چنین شرایطی است که دانشگاه از یک نهاد صرفاً آموزشدهنده به یک بازیگر مؤثر در توسعه اقتصادی صنعت فرش تبدیل میشود.
از تجربه جهانی ارتباط دانشگاه و صنعت فرش چه نکات و یافتههای بسیار مهمی در دسترس است؟
ݢݢمهمترین نکتهای که میتوان از تجربههای جهانی آموخت، این است که صنعت فرش را نمیتوان جدا از سایر بخشهای اقتصاد و فناوری مدیریت کرد. در بازارهای موفق، دانشگاه صرفاً دانش تولید نمیکند؛ بلکه در کنار صنعت و بازار قرار میگیرد و دانش را به طراحی، فناوری، برند، بازاریابی و ارزش اقتصادی تبدیل میکند. نکته مهم دیگر، توجه به هویت و اصالت محصول است. فرش دستباف برخلاف بسیاری از کالاهای صنعتی، یک محصول هویتمحور است؛ بنابراین اطلاعات مربوط به منشأ، طراح، بافنده، مواد اولیه، شیوه تولید و ویژگیهای فنی آن میتواند بخشی از ارزش اقتصادی محصول باشد. اینجاست که فناوری اطلاعات میتواند به کمک صنعت فرش بیاید. از تجربه جهانی همچنین میتوان آموخت که دیجیتالی شدن به معنای حذف ویژگی سنتی فرش نیست؛ بلکه ابزاری برای معرفی بهتر آن است. وقتی اطلاعات یک فرش به شکل دقیق و قابلاعتماد در اختیار خریدار قرار گیرد، امکان ایجاد اعتماد و توسعه بازار افزایش پیدا میکند.درواقع، آینده فرش دستباف در نقطه تلاقی سه حوزه قرار دارد؛ هویت و اصالت، دانش و فناوری و بازار و تجارت. اگر این سه حوزه در کنار یکدیگر قرار گیرند، فرش میتواند هم میراث فرهنگی خود را حفظ کند و هم در اقتصاد جدید جایگاه مناسبی داشته باشد. به همین دلیل معتقدم دانشگاههای ما باید از تجربههای موفق جهانی استفاده کنند، اما صرفاً کپیبرداری نکنند. ما باید الگوهایی را متناسب با ویژگیهای فرش ایرانی، ساختار تولید آن و شرایط اقتصادی کشور بومیسازی کنیم.
چه اقداماتی میتواند جوانان را به رشته فرش علاقهمند کند؟
نسل امروز به دنبال خلاقیت، فناوری و کارآفرینی است. اگر همچنان رشته فرش را صرفاً با دار قالی معرفی کنیم، طبیعی است که استقبال کاهش یابد. باید به دانشجویان نشان دهیم که صنعت فرش امروز میتواند در کنار هوش مصنوعی، تجارت الکترونیک، فناوری اطلاعات، واقعیت افزوده و اقتصاد دیجیتال معنا پیدا کند. همچنین لازم است دانشگاهها با شرکتهای دانشبنیان، اتاق بازرگانی، اتحادیههای فرش و بخش خصوصی همکاری بیشتری داشته باشند تا دانشجویان احساس کنند مسیر ورود به بازار برای آنان هموار است.
از ایده دانشگاهی تا تولد «راگسِر»
از «دانشگاههای نسل چهارم و کارآفرین» بسیار سخن گفته میشود. این مفهوم چه ارتباطی با صنعت فرش دستباف دارد؟
امروزه رسالت دانشگاهها نسبت به گذشته تغییر کرده است. اگر دانشگاههای نسل اول صرفاً آموزش محور بودند و دانشگاههای نسل دوم بر پژوهش تمرکز داشتند، دانشگاههای نسل سوم به سمت کارآفرینی حرکت کردند و اکنون دانشگاههای نسل چهارم علاوه بر آموزش و پژوهش، مسئولیت حل مسائل جامعه و توسعه اقتصادی جوامع را نیز بر عهده دارند.صنعت فرش دستباف یکی از حوزههایی است که بهشدت به چنین رویکردی نیاز دارد. دانشگاه باید بتواند مسائل واقعی این صنعت را شناسایی کند؛ از چالشهای تولید و طراحی گرفته تا بازاریابی، صادرات، اصالتسنجی، اقتصاد دیجیتال و اعتمادسازی در بازار. زمانی که این مسائل به موضوع پژوهش و فناوری تبدیل شوند، نتیجه آن دیگر صرفاً یک مقاله علمی نخواهد بود، بلکه میتواند به یک محصول، خدمت یا شرکت فناور تبدیل شود.بهتر این است که اعضای هیأت علمی و دانشجویان رشته فرش بیش از گذشته در کنار تولیدکنندگان، صادرکنندگان و فعالان بازار قرار گیرند. این تعامل، هم کیفیت آموزش را ارتقا میدهد و هم زمینه شکلگیری کسبوکارهای نوآور را فراهم میکند. تجربه شخصی من نیز مؤید همین موضوع است. ایده «راگسر» درواقع از دل پژوهش، تجربه و شناخت نیازهای بازار شکل گرفت و در مسیر دانشگاه به یک فناوری و مدل کسبوکار تبدیل شد.
ایده شکلگیری پلتفرم راگسر چگونه شکل گرفت؟
سالها فعالیت در حوزه کارشناسی و ارزیابی فرش، چند سال فعالیت در اداره صمت استان بهعنوان کارشناس فرش و ارتباط نزدیک با تولیدکنندگان، فروشندگان و خریداران فرش باعث شد با یک خلاء بزرگ روبهرو شوم؛ یک سامانه جامع برای احراز اصالت فرش و ایجاد اعتماد در معاملات. چنین دغدغهای موجب شد که ایده «راگسر» شکل گیرد؛ مرکزی که هم خدمات صدور شناسنامه فرش ارائه میدهد و هم بستری برای تجارت الکترونیک فرش دستباف را فراهم میکند. درواقع راگسر تلاش میکند حلقه مفقوده میان اصالت فرش و بازار فروش فرش را تکمیل کند.
خوشبختانه این ایده موردتوجه مراکز علمی و فناوری نیز قرار گرفت. در سال ۱۴۰۳، راگسِر عنوان «فناور برتر استان کرمان» در هفته پژوهش و فناوری را به خود اختصاص داد و همچنین در «رویداد صنایعدستی و گردشگری خلاق» در دانشگاه ولیعصر رفسنجان در سال 1403 نیز این طرح بهعنوان «ایده برتر» معرفی شد. این موفقیتها نشان داد که صنعت فرش نیز میتواند از مسیر نوآوری، فناوری و اقتصاد دیجیتال وارد مرحلهی جدیدی از توسعه شود. به نظر میآید آینده صنعت فرش ایران درگرو شکلگیری همین اکوسیستم است؛ اکوسیستمی که در آن دانشگاه، بخش خصوصی، اتاق بازرگانی، مراکز نوآوری و فعالان بازار، بهجای فعالیتهای جزیرهای، در کنار یکدیگر برای خلق ارزشافزوده و ارتقای جایگاه جهانی فرش دستباف ایران همکاری کنند.
مهمترین ویژگی و نوآوری راگسر چیست؟
مهمترین ویژگی راگسر این است که برای هر فرش یک هویت دیجیتال در وبسایت rugcer.com ایجاد میکند و با نصب شناسنامه فیزیکی به فرش راه ارتباطی با فضای مجازی ایجاد میشود. این هویت دیجیتال در کنار یک ساختار سه لایه شناسنامهای قرار میگیرد: شناسنامه کاغذی، شناسنامه الصاقی از جنس چرم و استیل که بهصورت پلمب در پشت فرش نصب میشود و شناسنامه الکترونیکی مبتنی بر QR Code. درنتیجه، یک شیء فیزیکی مانند فرش به یک رکورد اطلاعاتی قابل رهگیری در فضای دیجیتال متصل میشود. این ساختار موجب میشود اطلاعات فرش همواره در دسترس باشد و امکان رهگیری آن فراهم شود.البته راگسر صرفاً یک مرکز صدور شناسنامه فرش نیست، بلکه بستری برای عرضه و فروش فرش نیز محسوب میشود. فروشگاهها و کارگاههای فرش دستباف میتوانند در این پلتفرم صفحهی اختصاصی برای عرضهی فرش دستباف داشته باشند و بستر لازم برای ارتباط با مشتریان برای آنها فراهمشده است. همچنین در این پلتفرم «فروشگاه مجازی فرشهای خاص راگسِر» ایجادشده است که فرشهای منحصربهفردی که از سوی تولیدکنندگان و بافندگان بافته میشود را معرفی میکند و در تعامل با صاحب اثر امکان فروش آن را فراهم میکند. از نمونه فرشهای خاصی که معرفیشدهاند، قالی جام جهانی 2026 بافت شهرستان انار و قالی جام جهانی 2022 بافت سیریز از توابع زرند است.از دیگر خدمات مجموعه راگسر، تیم طراحی فرش است که از اساتید طراحی فرش دانشگاه شهید باهنر کرمان شکل گرفته است و مشغول به خدمترسانی درزمینهی طراحی فرش و ایجاد بستری برای خلاقیت و نوآوری در این زمینه است. در همین راستا رویداد «ایدههای نو در طراحی قالی کرمان» در تعامل با اتاق بازرگانی کرمان و انجمن فرش دستباف استان کرمان در دست اقدام است.
این پلتفرم چه ارزشی برای بازار فرش ایجاد میکند و بهطورکلی چشمانداز راگسر چیست؟
اعتماد مهمترین سرمایه بازار فرش است. وقتی خریدار از اصالت فرش اطمینان داشته باشد، با آرامش بیشتری خرید میکند. از سوی دیگر، فرشی که دارای شناسنامه معتبر باشد، هویت مشخصی پیدا میکند و این موضوع ارزش مادی و فرهنگی آن را افزایش میدهد. ادغام مرکز صدور شناسنامه با پلتفرم تجارت، مزیتی است که راگسر را از نمونههای مشابه متمایز کرده است و هویتبخشی همراه با بستری برای فروش میتواند برای هر دو طرف عرضه و تقاضای فرش جذاب باشد و بازار خریدوفروش این کالای فرهنگی را رونق بخشد.
در مورد چشمانداز باید عرض کنم که طراحی پلتفرم راگسر از سال 1401 آغازشده است و با اخذ نماد اعتماد الکترونیکی از مرکز توسعه تجارت الکترونیکی وزارت صمت و اخذ مجوز از اتحادیه کسبوکارهای مجازی فعالیت خود را بهصورت پایلوت از شهرستان راور آغاز کرده است. این پلتفرم اکنون در سطح استان کرمان در حال فعالیت است و انشاءالله در سایر استانهای کشور نیز توسعه پیدا خواهد کرد. هدف نهایی، ایجاد زیرساختی برای تجارت ملی و بینالمللی فرش دستباف است؛ بهگونهای که در آینده امکان معرفی و عرضه مطمئن فرش ایرانی در بازارهای جهانی نیز فراهم شود.
در پایان چه نکاتی را لازم میدانید که اضافه فرمایید؟
اعتقادم بر این است که آینده فرش دستباف تنها در حفظ گذشتهی آن خلاصه نمیشود؛ بلکه در نوآوری، فناوری و حضور مؤثر در اقتصاد دیجیتال رقم خواهد خورد. اگر دانشگاه، بخش خصوصی، اتاق بازرگانی و فعالان صنعت فرش در کنار یکدیگر قرار گیرند، میتوان دوباره فرش ایرانی را به جایگاه شایسته خود در بازارهای جهانی رساند و عظمت گذشته آن را رقم زد. راگسر نیز تلاشی است در همین مسیر؛ مسیری که از دانشگاه آغازشده و هدف آن ایجاد اعتماد، هویتبخشی به فرش دستباف و توسعه تجارت این میراث ارزشمند ایرانی است. ///




