/// بخش کشاورزی ایران اصلیترین بخش مصرفکننده آب در کشور محسوب میشود. 87 درصد از برداشت آب در کشور، طبق آماربرداری دور سوم منابع آب، مربوط به بخش کشاورزی میباشد. باوجود دههها سیاستگذاری و سرمایهگذاری در حوزه آب و کشاورزی، اگرچه بهرهوری آب تا حدی بهبودیافته است اما نشانههای آشکاری از تشدید بحران، ازجمله از بین رفتن توان تولید اراضی کشاورزی، فرونشست زمین، خشک شدن تالابها و کاهش شدید سطح آبهای زیرزمینی، قابلمشاهده است. بهرهوری آب در بخش کشاورزی در ایران همچنان در حدود 54 درصد متوسط جهانی است و کسری آبخوانها به 150 میلیارد مترمکعب رسیده است و سالانه حدود 3 میلیارد مترمکعب، این نا ترازی تشدید میشود.
این نوشتار با نگاهی بهنظام حکمرانی آب، به آسیبشناسی سیاستگذاری آب در کشاورزی ایران میپردازد. پرسش اصلی آن است که چرا باوجود اصلاحات متعدد، سیاستهای آب در بخش کشاورزی نهتنها به پایداری منجر نشده، بلکه خود به عاملی برای تشدید بحران تبدیلشده است؟ فرضیه مقاله آن است که ریشه اصلی ناکارآمدیها، در «بحران حکمرانی» و نه صرفاً «بحران طبیعی» نهفته است.
1. چارچوب مفهومی؛ از بحران آب تا بحران حکمرانی
برای فهم آسیبهای سیاستگذاری آب در کشاورزی، نخست باید از نگاه صرفاً فنی و هیدرولوژیکی به مسئله فراتر رفت. امروزه در سطح جهانی این عقیده بهصورت فزایندهای موردپذیرش قرارگرفته است که «بحران آب» درواقع بحرانِ حکمرانی آب است. نظام بهرهبرداری آب در ایران با توجه به تغییرات اقلیمی و اجتماعی و افزایش برداشت آب، کاملاً آسیبپذیر است و ادامه روند فعلی، بدون اصلاح رویههای مدیریتی و سیاستگذاری، آیندهای پایدار را برای منابع آب کشور تضمین نخواهد کرد. تکیه بر فناوریهای جدید بهتنهایی نمیتواند راهگشا باشد و تصمیمگیریهای انسانی و مدیریت مؤثر، عامل اصلی تحقق تحولات مثبت در این عرصه محسوب میشوند.
2. مهمترین آسیبهای سیاستگذاری آب
بر اساس پژوهشهای انجامشده در حوزه آسیبشناسی سیاستگذاری آب در ایران، مهمترین آسیبهای نظام سیاستگذاری آب در بخش کشاورزی را میتوان در هفت محور زیر دستهبندی کرد:
1-2. بخشی نگری در سیاستگذاری
یکی از بارزترین آسیبهای سیاستگذاری آب در ایران، بخشینگری و تناقض در تصمیمگیریها است. وزارت نیرو مسئول تأمین و توزیع آب، وزارت جهاد کشاورزی مسئول تولید و امنیت غذایی و سازمان حفاظت محیطزیست مسئول حفظ اکوسیستمهای آبی هستند. این سه نهاد اغلب اهداف متضادی را دنبال میکنند. پژوهشهای میدانی نشان میدهد که موانع نهادی و محدودیتهای اجتماعی، اصلیترین موانع رشد بهرهوری آب در بخش کشاورزی هستند. یافتهای که بیانگر عمق ریشهدار بودن آسیبهای ساختاری در نظام حکمرانی آب است.
۲-۲. ارزشگذاری نامناسب آب و شکاف بین صرفهجویی ظاهری و صرفهجویی واقعی
آب در ایران بهعنوان یک کالای اقتصادی با ارزش واقعی خود قیمتگذاری نمیشود. یارانههای غیر هدفمند و ارزشگذاری نامناسب، انگیزه لازم برای صرفهجویی را از بین میبرد. نتایج فرا تحلیلهای جهانی نشان میدهد که اگرچه آبیاری قطرهای همچنان مؤثرترین روش برای کاهش مصرف آب و افزایش عملکرد محصولات است، اما توسعه فناوریهای نوین بدون باز تخصیص آب، نظارت بر برداشت آب و اصلاح نظام قیمتگذاری و سیاستگذاری، نمیتواند به پایداری منابع آب منجر شود. بررسیها حاکی از آن است که در برخی مطالعات، صرفهجویی ظاهری ناشی از یک مداخله خاص تا ۳۸ درصد برآورد شده، اما صرفهجویی واقعی متناظر آنها تنها در حدود ۳ تا ۵ درصد بوده است. نادیده گرفتن این تفاوت میتواند به تصمیمگیریهای نادرست و هدر رفت سرمایههای ملی منجر شود.
3-2. شکاف بهرهوری و فاصله زیاد از ظرفیت بالقوه
در یک مطالعه جامع در دشت قزوین، شکاف بهرهوری آب بهصورت سیستماتیک بررسیشده است. یافتهها نشان میدهد که بهرهوری آب آبیاری در مقیاس دشت، تنها ۴۰ تا ۵۰ درصد از پتانسیل بالقوه آن برآورد شده است. بهعبارتدیگر، نیمی از ظرفیت بهرهوری آب در بخش کشاورزی کشور از دست میرود. در محصولات گندم، جو و ذرت به ترتیب ۴۷، ۵۲ و ۳۰ درصد از شکاف عملکرد، به تأمین نامناسب آب (ازنظر مقدار، زمان و یکنواختی توزیع) مربوط میشود و ۳۱، ۳۲ و ۵۲ درصد از شکاف عملکرد نیز به کاربرد نامناسب کود در مزارع بازمیگردد. این یافته نشان میدهد که مشکل صرفاً کمبود آب نیست، بلکه الگوی مدیریت تلفیقی آب و کود در مزارع نیز بهشدت نیازمند اصلاح است.
4-2 . قوانین پر ابهام و اجرانشده
چارچوب قانونی مدیریت منابع آب در ایران دارای ابهام و تناقض بوده و قابلیت اجرای یک مدیریت مشارکتی مبتنی بر خرد جمعی و کارآمد را ندارد. بررسیهای انجامشده در حوزه قوانین موضوع تأثیرگذار بر مدیریت منابع آب ایران، ازجمله قوانین بخشهای کشاورزی، شهری و صنعت، بهصراحت به این معضل اشاره دارد. هر سه بخش مذکور با توسعه نامتوازن و نامتناسب با ظرفیتهای اکوسیستم، به منابع آبی کشور فشار وارد کردهاند.
5-2 . کمتوجهی به دانش بومی و تقلید از نسخههای غیربومی
سیاستگذاری آب در ایران بهشدت تحت تأثیر مدلها و تجربههای کشورهای دیگر قرار دارد، بدون توجه به بسترهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خاص ایران. این موضوع هم در مدلهای حکمرانی مشهود است و هم در اولویتدهی توسعه فناوریهای مدیریت آب در کشور مسئلهساز شده است. در حوزه حکمرانی، شاهکار مهندسی و مدیریتی قنات بهعنوان یک الگوی ارزشمند حکمرانی آبهای زیرزمینی، نتوانسته است در کشور بهدرستی بهروزرسانی و استفاده شود. درزمینهی توسعه فناوری؛ بهعنوانمثال بر اساس مطالعات در هشت شبکه آبیاری خوزستان، آبیاری سطحی کمفشار نسبت به آبیاری تحتفشار از اولویت بالاتری برخوردار شده است. درحالیکه در برنامهریزیها معمولاً آبیاری تحتفشار بهطور پیشفرض اولویت مییابند. این یافته، نادرستی رویکرد «یک نسخه برای همه» را در سیاستگذاری آبیاری کشور بهخوبی نشان میدهد.
6-2. عدم مشارکت ذینفعان
سیاستهای آب در ایران عمدتاً بهصورت «بالا به پایین» و بدون مشارکت مؤثر کشاورزان و جوامع محلی تدوین و اجرا میشوند. در پژوهشهای مرتبط با تحلیل شکاف بهرهوری و برنامهریزی بهبود آن، مشخصشده است که راهبردهای آغازین برای بهبود بهرهوری آب، آموزش کشاورزان در زمینه آبیاری، بهرهوری و جلب مشارکت آنان در تشکیل انجمنهای حفاظت و بهرهبرداری از آب است. بهعبارتدیگر، بدون توانمندسازی و مشارکت کشاورزان، هیچ سیاستی در حوزه آب به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
7-2 . اولـــویتدهـــی به فـــــناوری بهجـــای مـــدیریت و سیاستگذاری
تحلیلهای سیستمی تأکید دارند که فناوری بهتنهایی ناجی بحران آب نیست. پژوهشهای میدانی نشان داده است که توسعه سامانههای آبیاری مدرن اگرچه بهرهوری فیزیکی آب را در مزرعه و دشت افزایش میدهد، اما تنها در صورتی میتواند وضعیت آبخوان را بهبود بخشد که با کنترل سطح زیر کشت یا کنترل برداشت آب همراه باشد. متأسفانه در ایران، بخش عمده سرمایهگذاریها و توجهات معطوف به راهحلهای فنی بوده و به جنبههای نهادی، قانونی و مشارکتی کمتر توجه شده است.
3. بـــرخی از یافــــتههای کـــلیدی پــــژوهـــــشهای ســـیاستگــذاری آب کــــشاورزی
پژوهشهای میدانی نشان دادهاند که اصلاح الگوی کشت میتواند تأثیری بهمراتب بیشتر از توسعه فناوریهای نوین آبیاری بر پایداری آبخوان داشته باشد و بهرهوری آب را بهطور قابلتوجهی افزایش دهد. توسعه سامانههای آبیاری مدرن بهتنهایی نمیتواند وضعیت آبخوان را بهبود بخشد، مگر آنکه با کنترل سطح زیر کشت یا کنترل برداشت آب همراه شود. توانمندسازی کشاورزان و مشارکت آنان در انجمنهای محلی، بهعنوان راهبرد آغازین برای بهبود بهرهوری، از هر راهکار فنی مؤثرتر است. این یافتهها همگی بر این نکته تأکیددارند که راهحلهای تکبعدی پاسخگوی بحران پیچیده آب در کشاورزی نیستند و هرگونه مداخله مؤثر باید همزمان ابعاد فنی، اقتصادی، اجتماعی و نهادی را در برگیرد.
4. پیامدهای آسیبهای سیاستگذاری آب در کشاورزی
آسیبهای سیاستگذاری آب در کشاورزی ایران، پیامدهای گسترده و بعضاً جبرانناپذیری به همراه داشته است. مهمترین تهدیدهای پیش روی بهبود بهرهوری آب در بخش کشاورزی، تخریب کمی و کیفی آبخوانها، از بین رفتن توان تولید پایدار اراضی، کم شدن درآمد بخش کشاورزی، مهاجرت روستاییان و تهدید امنیت غذایی است.
5. راهکارهای بهبود سیاستگذاری آب در کشاورزی
بر اساس آسیبشناسی انجامشده و با تکیه بر یافتههای پژوهشی معتبر، راهکارهای زیر برای بهبود سیاستگذاری آب در کشاورزی ایران پیشنهاد میشود:
1-5 . ایجاد نهاد هماهنگکننده فرا بخشی
با توجه به ماهیت فرا بخشی آب و تأکید بر موانع نهادی بهعنوان اصلیترین مانع رشد بهرهوری، نیاز به نهادی وجود دارد که بتواند سیاستهای وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی و سازمان محیطزیست را هماهنگ کرده و از تناقضهای سیاستی جلوگیری کند.
2-5 . اصلاح نظام قیمتگذاری آب
قیمتگذاری آب باید بر اساس ارزش واقعی آن و با ملاحظات عدالت، پایداری و کارایی انجام شود. با توجه به تفاوت فاحش میان صرفهجویی ظاهری و واقعی، بازنگری در نظام قیمتگذاری و یارانهها امری اجتنابناپذیر است.
3-5 . تغییر الگوی کشت مبتنی بر شواهد
باید الگوی کشت بر اساس مزیتهای نسبی و اقلیمی هر منطقه بازطراحی شود. نادیده گرفتن نظر کشاورزان در تعیین الگوی کشت و سیاستهای دستوری در این زمینه محکوم به شکست است.
4-5 . توانمندسازی کشاورزان و مشارکت جوامع محلی
بهجای رویکرد دستوری و از بالا به پایین، باید کشاورزان را در فرایند تصمیمگیری مشارکت داد. آموزش کشاورزان درزمینهی آبیاری و بهرهوری و جلب مشارکت آنان در تشکیل انجمنهای حفاظت و بهرهبرداری از آب، راهبردی آغازین برای بهبود بهرهوری آب است.
5-5 . برنامهریزی چندبعدی و کنترل برداشت آب
استفاده از پتانسیل بهبود بهرهوری آب، نیازمند برنامهریزی چندبعدی و کنترل بر برداشت آب است. بهعبارتدیگر، هیچ راهکار تکبعدی نمیتواند پاسخگوی پیچیدگی بحران آب باشد.
6-5 . سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه بومی
بهجای تمرکز صرف بر راهحلهای فنی وارداتی، باید بر تحقیق و توسعه بومی در حوزه بهرهوری آب و کشاورزی پایدار سرمایهگذاری کرد.
6. نتیجهگیری
آسیبشناسی سیاستگذاری آب در کشاورزی ایران نشان میدهد که ریشه اصلی بحران کنونی، نه صرفاً کمبود فیزیکی آب، بلکه ناکارآمدیهای ساختاری، نهادی و فرایندی در نظام حکمرانی آب است. یافتههای پژوهشی، نقش تعیینکننده موانع نهادی و اجتماعی و تفاوت فاحش میان صرفهجویی ظاهری و واقعی، همگی بیانگر آن است که بحران آب در ایران، پیش از آنکه یک بحران طبیعی باشد، یک «بحران حکمرانی» است.
کاربرد رویکردهای نوینی نظیر حسابداری آب در پژوهشهای اخیر نشان داده است که راهحلهای تکبعدی و صرفاً فناورانه نمیتوانند پاسخگوی پیچیدگی مسئله باشند. پژوهش در دشت قزوین بهوضوح نشان میدهد که اصلاح الگوی کشت ممکن است تأثیری بهمراتب بیشتر از توسعه سامانههای آبیاری مدرن بر پایداری آبخوان داشته باشد و توانمندسازی کشاورزان و مشارکت آنان، شرط اساسی موفقیت هر سیاستی در این حوزه است.
تجربه چند دهه سیاستگذاری آب در ایران نشان داده است که راهحلهای مقطعی، بخشی و فنیمحور، نهتنها بحران را حل نمیکنند، بلکه با ایجاد وابستگیهای جدید و هدر رفت منابع، آن را تشدید نیز میکنند. آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، پذیرش این واقعیت است که «بحران آب» در ایران، یک «بحران حکمرانی» است و راهحل آن نیز در اصلاح نظام حکمرانی، نه صرفاً در توسعه فناوری، نهفته است. تکیهبر فناوریهای جدید بهتنهایی نمیتواند راهگشا باشد و تصمیمگیریهای انسانی و مدیریت مؤثر، عامل اصلی تحقق تحولات مثبت در این عرصه خواهد بود. مسیر برونرفت از بحران، مسیر اصلاح حکمرانی، توانمندسازی کشاورزان و برنامهریزی چندبعدی و مبتنی بر شواهد است. ///
1. binazari@ut.ac.ir
منابع
- مرکز ملی مطالعات راهبردی آب و کشاورزی، اتاق بازرگانی صنایع، معادن و کشاورزی ایران، 1403. دستورالعمل برآورد و تحلیل شاخصهای بهرهوری آب در پیادهسازی سند ملی بهرهوری آب.
- نظری، ب. 1404. قنات پهنههای هوشمند «قنات پهنه»؛ الگویی نوین از دانشی کهن برای حکمرانی آبهای زیرزمینی. نشریه آبیاری و زهکشی ایران.
- نظری، ب. 1398. تحلیل شکاف بهرهوری و برنامهریزی بهبود بهرهوری آب کشاورزی با رویکرد توانمندسازی کشاورزان و پایداری در آبخوانها (مطالعه موردی: دشت قزوین)، نشریه آب و توسعه پایدار.
- عباسی، ف. عباسی ن. توکلی. 1396. بهرهوری آب در بخش کشاورزی؛ چالشها و چشم اندازها. نشریه آب و توسعه پایدار.



